فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٨ - مبحث پنجم مصلحت در «مؤلفة قلوبهم»
آنها براى ابراز تمايل به اسلام و يا تحقيق درباره آن مىباشد و يا دفع شرّ آنها از مسلمين و يا اميد سودجويى از آنان در دفاع از مسلمين و يا يارى آنان در دفع دشمن مورد نظر است. در اين مورد نظرى به تمايل و جلب آنان در تجارت و صناعت و نظاير آن نيست. زيرا كسىكه مىبيند مخالف او در دين مصدر كارى و نفعى براى اوست خود به اظهار دوستى او همت مىگمارد و هرگاه دوستش نباشد دشمنى با وى نمىكند مانند دشمنى كه از ضرر او مىهراسد و اميد نفع او را ندارد. [١]
برخى از مفسران ضمن گروهبندى مؤلفة قلوبهم به مصلحتهاى مورد نظر شرع در آنها اشاره نمودهاند: [٢] و ابتداء مؤلفة قلوبهم را به دو گروه كفار و مسلمانان تقسيم كرده و گروه اول را نيز به دو دسته و گروه دوم را به چهار دسته تقسيم نمودهاند.
گروه اول: قومى از بزرگان مسلمين هستند كه آنان دوستان و همدستان، يارانى و همقطارانى از كفار دارند كه هرگاه به آنها سهمى از زكوة داده شود، اميد مىرود كه دوستان كفار آنها نيز به اسلام بگروند و براى اين قول استشهاد كردهاند به عمل ابى بكر كه به عدى بن حاتم و زبرقان بن بدر از آن عطا كرد با اينكه هر دو مسلمان بودند. زيرا كه اين دو در ميان اقوام خويش داراى منزلت بودند. [٣]
گروه دوم: رؤسا و بزرگان و سركردگان مسلمانان ضعيفالايمان كه در ميان آنان نفوذ دارند، اميد مىرود كه با دادن زكوة به رؤساى آنان ايمانشان قويتر و علاقهشان بيشتر گردد و در جهاد و نظير آن پندشان مىدهند مانند آن كسانى را كه پيغمبر اسلام (ص) از غنايم هوازن، عطاياى بسيارى عنايت فرمود و آنان عدهاى از طلقاء اهل مكه بودند كه اسلام آورده بودند وليكن بعضى منافق و عدهاى ضعيفالايمان بودند و بعد از آن اسلام آنان قوى و نيكو شد.
گروه سوم: مرزنشينان مسلمانى كه با دادن زكوة به آنان از مرزهاى سرزمينهاى اسلامى دفاع و محافظت مىكنند. اين همان عنوان مرابطه (مرزدارى) است كه
شرهم عن المسلمين رجاء نفعهم فى الدفاع عنهم او نصرهم على عدوهم لا فى تجاره و صناعه و نحوهما فان من يرى ان مخالفه فى الدين مصدر نفع له يوشك ان يوادّه فان لم يوادّه لم يعاد كالعدو الذى يخشى ضرره و لا يرجى نفعه». تفسير الميزان، ج ٩، ص ٣٢٥.
[١] . رك: سيد رشيد رضا، تفسير المنار، ج ١٠، ص ٤٩٤.
[٢] . همان.
[٣] . همان.