فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٨ - نظريه فاضل تونى
مشكلى نيست و مفاد اين نصوص روايى بخوبى نشان مىدهد كه سخن اصلى در اين نصوص ملازمه شرع و عقل در ادراك حسن و قبح افعال انسانى است.
مناقشهاى كه در مورد دلالت آيات بر ملازمه متذكر شديم در مورد نصوص روايى نيز صادق مىباشد و مىتوان گفت كه در اين روايات نيز از عقل به عنوان داورى كه مىتواند با تشخيص خود صحبت شرع را استكشاف نمايد استفاده شده و گواه بودن عقل به معنى كليت ملازمه نيست و قبول داورى عقل از طرف شرع به معنى امكان تشخيص عقل است نه به مفهوم تحقق آن حتى در صورت ناشناخته بودن مصالح و مفاسد واقعى براى آن.
اين مناقشه در مورد برخى از نصوص روايى كه به طور حصر، مسأله ملازمه را بيان نموده روا نيست مانند اين عبارت در وصيتنامه امام على (ع):
«فانه لم يأمرك الاّ بحسن و لم ينهاك الاّ عن قبيح»
[١] خداوند متعال مردم را به چيزى امر ننموده مگر آنكه مصلحت و حسنى در آن بوده و از چيزى نهى ننموده مگر آنكه قبيح بوده است.نظريه فاضل تونى
فاضل تونى در نفى ملازمه بين حسن و قبح عقلى و اثبات تكليف شرعى و اثبات مكان تفكيك حكم عقل و شرع به آيه تعذيب استناد نموده است: (وَ مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولاً) [٢] با اين بيان كه انشاء تكليف و حكم الهى در اين آيه منحصراً به طريق بعث رسل اختصاص يافته است و حكم الهى جز از راه ابلاغ رسولان الهى ناممكن شناخته شده است در حالى كه استناد به عقل براى اثبات حكم الهى در حقيقت تعذيب با غير بعث رسل مىباشد و آن به طور صريح در آيه نفى شده است.
پيش از فاضل تونى اشاعره نيز در اثبات نفى حكم عقل و مردود دانستن درك عقلى حسن و قبح به اين آيه استدلال كردهاند لكن استنتاجى كه فاضل تونى از آيه تعذيب نموده با قبول امكان درك حسن و قبح توسط عقل سازگار مىباشد. وى بر
[١] . نهجالبلاغه، نامه ٣١.
[٢] . سوره اسراء، آيه ١٥.