فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦ - مبحث چهارم تنوع موارد مصلحت
علم، عنوان مصلحت به خود مىگيرد، ناگزير بايد دولت در اين زمينه به قانونگذارى و سياست حمايتى اقدام نمايد و اين مصلحت مىتواند در بسيارى از معادلات سياسى و اجتماعى اثرگذار باشد و در سياستگذاريهاى كلى دولت جايگاه خاصى را به خود اختصاص دهد.
در فرايند مصلحت اجتماعى گاه مقولهها به صورت مجرد و بسيط ظاهر مىگردند و گاه حالت تركيبى و اجزاى بههم پيوسته به خود مىگيرند و حتى ممكن است مصلحتهاى جزئى در يك مجموعه مرتبط اقمارى، يك مصلحت بزرگتر و جامعتر را به وجود آورند.
در اين زمينه مىتواند مصلحت فقرزدايى و يا مصلحت مبارزه با بيسوادى را در نظر گرفت كه براى رسيدن به اين دو هدف بايد كانالهاى مصلحتى بسيارى را پيمود و از زمينههاى مختلفى كه هركدام در اين دو فرايند به صورت اجزايى مصلحتدار مؤثر مىتوانند باشند، بهره جست و از يك مؤلفه بزرگ سياسى، اقتصادى، فرهنگى، علمى، پژوهشى و احياناً نظامى استفاده نمود كه در اين ميان تنها مصلحت هدف نيست كه به وسيلهها و اجزاى اين مؤلفه مصلحت مىبخشد بلكه الزاماً بايد هر مورد از اين حلقههاى بههم پيوسته در يك فرايند مصلحت داراى مصلحت ويژه خود باشند.
يكى از تقسيمبنديهاى اصولى در ارزيابى مقدمات و اعمال پيشنياز پروژههاى اصلاحى آن است كه اين پيشنيازها گاه با هدفها قابل ارزشگذاريند و گاه ضرورت هدفها توجيهكننده مقامات لازم نيستند. اين دستهبندى به جز ارزش اصلى هدف به ملاكهاى ديگرى نياز دارد كه بايد به طور موردى، مورد بحث و ارزيابى قرار گيرند.
تسلسل مصلحت: در يك مجموعه مصلحتدار كه اجزاى آن از مقولههاى مختلف مصلحتدار تشكيل مىگردد و تسلسل مصلحت بايد به صورت منطقى و بهطور جداگانه در مورد هركدام از اجزاى آن مجموعه تحصيل گردد. هرگز مصلحتدار بودن يك مؤلفه دليلى بر مصلحتدار بودن هدف، هرگز وسيله را مصلحتآميز نمىسازد. براى رسيدن به هدف مورد نظر كه مصلحتدار بودن آن كشف و اثبات شده بايد از وسيله يا وسايلى سود برد كه خود به دليل جداگانهاى