فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥١ - مصلحت و هدف زندگى بشرى
حركت مىكند.
انتظار اثرگذارى اين نوع تحول پرشتاب در تبيين احكام اسلام به دور از عقل و رايت است و گاه تحولات اگر عجولانه دنبال شود نتيجه معكوس به بار مىآورد زيرا هنوز تجربه نشده رنگ مىبازد و از صحنه خارج مىگردد و با تحولات بعدى به دور ريخته مىشود.
مصلحت و هدف زندگى بشرى
نوع مصلحت به هدف يا هدفهاى زندگى مربوط مىگردد و اين هدفها به هر گونه كه تفسير شوند مصلحت مناسب با فلسفه زندگى شكل مىگيرد.
در جامعه اسلامى براساس جهانبينى توحيدى و ايدئولوژى متكى به وحى هدف زندگى در خداجويى و تقرب به خدا خلاصه مىشود. جامعه بايد بهگونهاى شكل گيرد و به نوعى عمل نمايد كه انسان را به چنين هدف والايى نائل گرداند مصلحت انسان در شكل توحيدى جامعه و عملكردهاى متكى به وحى آن متجلى مىشود و حتى مصلحتهاى مادى و دنيايى نيز در همين راستا ارزش مىيابند.
كليه نيازهاى مادى و معنوى جامعه در رساندن انسانها به هدفهاى والاى زندگى به مصلحتهايى تبديل مىشود كه تحقق آنها در زندگى اجتماعى اجتناب ناپذير مىگردد.
جامعه پوياى خداجوى به تناسب آهنگ حركت به سوى هدفهاى مطلوب با مصلحتهاى نوينى مواجه مىشود كه به كمك عقلانيت به آنها جامعه عمل مىپوشاند.
در اين تلاش پويا و بىوقفه تعارض مصلحتهاى دنيايى چون لذت جويى و كامروايى با مصلحتهاى معنوى چون خويشتن دارى و عروج از غياهب مادى مشكلترين و پيچيدهترين كار عقل در سنجش و ارزيابى مصلحتهاست. اين تعارض گيج كننده حتى در بينش دنياگرايى خالص نيز در ميان مصلحتهاى آنى اندك و درازمدت، فراوان وجود دارد چنانكه در تفكر توحيدى خداجويانه نيز، بين مصلحتهاى سهل الوصول با تاثيرات اندك و مصلحتهاى صعب الحصول با اثرهاى عقلانيت به آنها جامعه عمل مىپوشاند.
در اين تلاش پويا و بىوقفه تعارض مصلحتهاى دنيايى چون لذت جويى و كامروايى با مصلحتهاى معنوى چون خويشتن دارى و عروج از غياهب مادى مشكلترين و پيچيدهترين كار عقل در سنجش و ارزيابى مصلحتهاست. اين تعارض گيج كننده حتى در بينش دنياگرايى خالص نيز در ميان مصلحتهاى آنى اندك و درازمدت، فراوان وجود دارد چنانكه در تفكر توحيدى خداجويانه نيز، بين مصلحتهاى سهل الوصول با تاثيرات اندك و مصلحتهاى صعب الحصول با اثرهاى