فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠ - مبحث دوم تعريف قواعد فقه سياسى
بررسى قرار گرفته و تجربه جديدى را در قواعد فقه سياسى بكار گرفته خواهد شد و سعى ما آن است كه تا آنجا كه توان علمى و تجربى مؤلف و ظرفيت اين كار علمى اجازه مىدهد در رعايت مفهوم اصطلاح قاعده فقهى تلاش نماييم.
١٢. در اين تجربه علمى جديد، دو مهم را در پيش رو داريم:
الف - يافتن قواعد فقهى متناسب با مسائل سياسى به ويژه آن دسته كه مورد ابتلا در شرايط فعلى جامعه ما و يا جهان روز مىباشد. براى دستيابى به اين منظور ناگزير بايد مؤلفههاى قواعد فقه يكبار مرور و مورد بازبينى قرار گيرند.
ب - تطبيق قواعد به دست آمده با مسائل سياسى روز كه خود نوعى تسلط بر مباحث سياسى جديد را طلب مىكند.
بىشك در اين راه تاريك روشن، عشق خدمت به اسلام و اعتماد و ركون به قدرت لايزال الهى ما را از امدادهاى موعود بهرهمند خواهد نمود و حداقل، راه را براى پويندگان بعدى هموار و شفاف خواهد كرد.
مبحث دوم: تعريف قواعد فقه سياسى
١. نخستين مؤلفان كتب قواعد فقه در فقه شيعه مانند نضد القواعد، القواعد و الفوائد و تمهيد القواعد تعريف دقيقى از قواعد فقه ارائه ندادهاند و اگر تعريفى را هم به طور مشخص، معيار عمل قرار مىدادند، چنانكه در گذشته هم اشاره نموديم نمىتوانستند آن تعريف را دقيقاً در كليه مباحث كتاب رعايت نمايند.
٢. حتى متأخران مؤلفان قواعد فقه شيعه بجاى تعريف به طرح يك سلسله قواعد فقه بسنده نمودهاند كه از وجه مشترك آنچه كه به عنوان قاعده فقهى آورده شده مىتوان اين نكته را به دست آورد كه: فقهاى متأخر شيعه قاعده فقهى را به آن دسته از احكام كلى اطلاق مىكنند كه مفاد آن به مسائل مختلف و متعددى از مباحث فقه در ابواب گوناگون ارتباط داشته باشد.
بنابراين، قاعده فقهى را به طور اختصار مىتوان چنين تعريف نمود: