فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٩ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
همان اطاعت از آنان مىباشد نموده و براى حقوق از دست رفته نيز ما را به دعا و مسألت از خدا فرمان داده است و در اين روايت هيچگونه برخورد مسلحانه با زمامداران ظالم به چشم نمىخورد. [١]
تفسيرى كه ابن تيميه از «اداء الحق» و «تسئلون الله» در مورد روايت نبوى (ص) ارائه مىدهد همگون با موارد مشابه ديگر اين دو مقوله نيست. افزون بر اين بايد گفت ابن تيميه ضمن تفسير روايت به مقتضاى ايده ذهنى خود اصولاً مدعاى خود را كه لزوم اطاعت از خلفا و امراى جور مىباشد به عنوان پيش فرض مسلم تلقى نموده و حقى كه امت بر عهده دارد را به همان پيش فرض تفسير نموده است.
اگر اين حديث نبوى (ص) را بدون هيچگونه پيشداورى و پيشفرض مسلم تفسير نماييم بايد «حق» را به كليه معانى كه امت در برابر فرمانروايان خود دارند حمل نماييم و اين حقوق را در لابهلاى آيات و روايات متعددى كه در مورد حقوق امت بر امام آمده جستجو كنيم.
يكى از اين حقوق حق امر به معروف و نهى از منكر است كه به مقتضاى اداء اين حق، قيام مردم در برابر لغزشها و منكراتى كه خلفا و امرا مرتكب آن مىشوند واجب و استمرار اين قيام به اداى حق تا زوال ريشههاى لغزشها و منكرات امراى ظالم فريضه عمومى تلقى مىگردد.
اگر انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر و اداى اين حق منجر به برخورد مسلحانه و به تعبير ابن تيميه منجر به فتنه گردد بىگمان تداوم ظلم خلفا و امراى ظالم نيز فتنهاى است كه اگر مفسدهانگيزتر از فتنه برخورد مسلحانه با ظلم نباشد با آن برابرى مىكند و بنابر فرمايش امام على (ع) فتنهاى بالاتر از زمامدارى ظالمان ديده نمىشود.
«و ان اخوف الفتن عندى عليكم فتنة بنىاميه فانها فتنة عمياء مظلمه»
[٢] .قرآن نيز در برابر كسانى كه براى گريز از جهاد، جنگ را فتنه مىخواندند صريحاً اعلام مىكند كه اينان خود در فتنهاى بزرگتر فرو افتادهاند: (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ اِئْذَنْ لِي وَ
[١] . همان.
[٢] . نهجالبلاغه، خ ٩٣ (خطرناكترين فتنهها نزد من، فتنه بنىاميه است كه فتنهاى كور و تاريك (پنهان و خزنده) است.)