فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٠ - مبحث چهاردهم قاعده ملازمه و اجتهاد معصوم (ع)
شرع، لطف محسوب نمىشود [١] .
اين استدلال را مىتوان در اين جمله خلاصه كرد: عذاب بدون لطف جايز نيست و مفاد اين استدلال همان است. در استدلال به آيه (وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا) بيان گرديد و پاسخ آن نيز داده شد.
ادامه بحث در ملازمه عقلى سرانجام به اين نكته مىرسد كه آيا بين مدح عقلى و ثواب شرعى و نيز بين مذمت عقلى و عقاب شرعى ملازمهاى وجود دارد يا آن دو در هر دو مورد قابل تفكيك هستند.
بىگمان اگر به دو اصل مسلم توجه شود نخست اصل تسامح و تساهل شرع در ثواب و عقاب و دوم اصل واقعبينى دقيقتر شرع مدنظر قرار گيرد، بون ترديد عدم ملازمه بين مدح و ذم عقلى و ثواب و عقاب شرعى آشكار مىگردد.
در هر حال بطلان ملازمه عقلى به اعبتار غير متقلات عقليه مانند مسأله اجزاء در انجام تكاليف ظاهرى و اضطرارى، مسأله مقدمه واجب، مسأله تلازم امر به شى با نهى از ضد و مسأله تلازم نهى با فساد لطمه وارد نمىآورد چنانكه قبول ملازمه عقلى در اين مارد خاص دليل بر تعميم قاعده ملازمه و حكم كلى آن به حساب نمىآيد.
مبحث چهاردهم: قاعده ملازمه و اجتهاد معصوم (ع)
شمارى از فقهاى اهل سنت، دامنه مسأله ملازمه عقلى و صحت اجتهاد عقلى را به عرصه عقلانيت نبى كشانده و براى پيامبر (ص) دو نوع بينش را به اثبات رساندهاند:
نخست بينش حاصل از وحى كه ويژه آن حضرت بوده و قابل تسرى به ديگران نمىباشد و دوم بينش حاصل از عقلانيت اجتهادى نبى، كه با انسانهاى ديگر مشترك و همطراز مىباشد [٢] .
[١] . رك: اصفهانى، الفصول، ص ٣٤٢، چ سنگى.
[٢] . رك: ابن همام، التحرير، ص ٥٢٥، و سرخسى، اصول الفقه، ج ٢، ص ٩١، و ابىاسحق فيروزآبادى،