فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٤ - نظريه غزالى
شيخ انصارى (ره) در پاسخ به نظريه صاحب حدائق به دو نكته مهم اشاره كرده كه نقل آن در حل مسأله ملازمه مىتواند مفيد باشد:
[١] . اگر دليل عقلى از قبيل دو دو تا چهارتا و بديهى باشد چگونه مىتوان دليل نقلى معارض را مقدم بر دليل عقل شمرد در حالى كه اصولاً ضرورى بودن و اثبات اصل دين در بديهى بودن بالاتر از اين نوع ضروريات عقلى نيست.
[٢] . فرض تعارض دو دليل عقلى يا دو دليل نقلى كه منجر به تساقط هر دو دليل مىگردد با مسأله ملازمه و حجيت عقل بيگانه مىباشد.١
نظريه غزالى
غزالى در ميان فقهاى اهل سنت صريحترين نظريهپردازى است كه در اثبات حجيت قياس تا آنجا پيش رفته، كه اجتهاد عقلى مجتهد را هرچند كه به استناد به قياس باشد بر نص مقدم دانسته و معتقد است كه چنين مجتهدى به حكم الهى واقعى رسيده و در حق وى نمىتوان خطا تصور نمود.٢
در اين سخن بجز اعتقاد به «تصويب» حكم عقل نه تنها در عرض حكم شرع بلكه فراتر از آن تلقى شده است و هرچند قائل به آن، ملتزم همه آثار و لوازم قهرى آن نيست لكن به مقتضاى اين نظريه نقش شرع به مواردى محدود مىشود كه در آنها حكم عقلى وجود ندارد و در قلمرو احكام عقل، انسان از شرع بىنياز مىگردد.
در حالى كه اين مطلب درست برعكس نظريه مشهور و متداول در مورد تعيين محدوده شرع و عقل مىباشد كه معمولاً حكم عقل به مواردى اختصاص داده مىشود كه در آن حكم صريح شرعى وجود نداشته باشد.
هرچند اصوليين شيعه ضمن معتبر شمردن عقل هرگز آن را در عرض شرع (به طورى كه بتواند معارض نص باشد) و مقدم بر شرع، تلقى ننمودهاند لكن از مجموع سلسله بحثهايى كه شيخ انصارى در حجيت قطع مطرح نموده، نظريه مشابه رأى
[١] . همان.
[٢] . رك: غزالى، المستصفى، ج ٢، ص ٥٧، و مظفر، اصول الفقه، ج ٢، ص ١٨١.