فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٩ - ١ فقدان يا ابهام مصلحت
به عقيده وى تأويلى كه در قرآن از آن منع شده [١] عبارت از فعاليت عقلانى براى تحديد و تجسيم معنى كلى مفهوم از آيه مىباشد به اين معنى كه عقل پس از دريافت معنى كلى از آيه سعى مىكند آن را در قالب يك مصداق معين و از پيش خود ساخته تجسم بخشد و در حقيقت معنى آيه را تفسير نمايد. وى كشف معنى از لفظ را تفسير و تفسير معنى آيه را تأويل مىنامد.
وقتى مفسر به دنبال انتخاب مصداق و صغراى قياس منطقى مىگردد در آستانه غلطيدن در ورطه تأويل قرار مىگيرد و اين چيزى است كه فقيه بايد از آن سخت بپرهيزد.
مشكل تأويل در اين ديدگاه در حقيقت همان مرحله تخريج در اصطلاح فقه اهل سنت است كه فقيه مخرج سعى مىكند قواعد و احكام كلى مستنبطه را بر مصاديق عينى تطبيق نمايد.
اگر تأويل و تخريج براى فقيه يك مشكل و معضل تصور مىشود بىگمان براى افراد غير فقيه و از آن جمله متخصصان و صاحبان حرفه و فن آوران صاحب نظر كه با قواعد فقهى آشنايى ندارند مشكلى دو چندان به حساب مىآيد.
١. فقدان يا ابهام مصلحت
بى شك تأثير مصلحت در وضع قوانين و مقررات به طور عام و در تشريع اسلامى و احكام الهى به طور خاص، مطلق و نامحدود نيست، چه بسيار مواردى كه با وجود مصلحت به دلايل خاصى، مقررات از مقتضاى آن پيروى نمىكنند و حكمى كه مصلحت مورد نظر در آن نيست جايگزين مقررات مصلحتدار مىگردد.
اين نوع جايگزينى كه نامحدود بودن تأثير مصلحت به عنوان عنصر تعيين كننده قانون و حكم شرعى را مخدوش مىسازد اختصاص به موارد تعارض مصلحتها ندارد و هميشه چنين نيست كه مصلحت اقوى و معارضى حكم مقتضاى مصلحت مرجوح را اشغال نمايد؛ بلكه گاه چشم پوشى از مصلحت در قانون گذارى صرفاً به
[١] . (فَأَمَّا اَلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ اِبْتِغٰاءَ اَلْفِتْنَةِ وَ اِبْتِغٰاءَ تَأْوِيلِهِ) سوره آل عمران، آيه ٧.