فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٧ - ٨ مصالح دنيوى و اخروى
اجتماعى هر چند سودمنديهاى مختلفى را كه مصلحتساز مىباشند به همراه دارند لكن ماهيت اين اعمال در بعد عبوديت و رويكرد به توحيد خالص متجلّى مىگردد.
توجيه مسائلى مانند قرب، تقوى، خلوص، جوار رحمت و تقويت روح توحيدى به مصلحت به معنى سودمندى موجب آن مىگردد كه همه ابعاد انسان در تجارت خلاصه شود.
٨. مصالح دنيوى و اخروى
تقسيم بندى مصلحتها به مصالح دنيوى و اخروى كه در تشريع اسلامى به وضوح به چشم مىخورد و احياناً مصلحتهاى اخروى بر مصالح دنيوى ترجيح داده مىشود و پايدارى مصلحتهاى اخروى به عنوان ملاك برترى نسبت به مصلحتهاى گذارى دنيوى شناخته مىشود خود شاهد ديگرى بر نفى نقش انحصارى مصلحت در تشريع اسلامى است.
با توجه به تفاوت ماهوى سودمندى دنيايى و سودمنديهاى اخروى مىتوان از اين تقسيم بندى چنين نتيجه گرفت كه سودمندى به معنى متعارف آن كه مصلحت ناميده مىشود پايه و اساس منحصر به فرد احكام و قوانين الهى به شمار نمىآيد.
بدون ترديد مصلحت به مفهوم مادى آن كه معمولاً در چارچوب معيارهاى دنيوى مد نظر قرار مىگيرد، شامل مصالح و منافع اخروى نيست و آنها كه از مصلحت به عنوان زيربناى قانونگذارى بحث مىكنند. هرگز مصلحت را جز در منافع دنيايى منظور نمىدارند. با تعريف موسع از مصلحت و جاى دادن همه اهداف و آرمانهاى بشرى در زير مجموعه مصلحت، ديگر عامل رقيبى براى مصلحت باقى نخواهد ماند تا بتوان درباره آن به بحث نشست و اين همان نتيجهاى است كه ما در گذشته از آن به پاك كردن صورت مسأله نام برديم.