فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٢ - ٤ مصلحت و عرف
سرچشمه آن در واقع در ادراكات عقلى به صورت ذاتى نهفته است كه در قالب جمعى (آراء محموده) شكل گرفته است.
هر چند ما در برخى از آثار خود [١] آراء محموده را بر عرف منطبق دانستهايم لكن تفاوت ماهوى آن دو قابل انكار نيست. زيرا آراء محموده يا حكمت عملى از ادراكات ذاتى و فطرى عقلى سرچشمه مىگيرد ولى در شكل گيرى قواعد عرف احياناً تجربه و استقرا نيز مؤثر مىافتد.
٤. مصلحت و عرف
قواعد عرفى در هر جامعه برخاسته از گزينش عقلانى بر محور ارزشهاى شناخته شده و احياناً شرايط اجبارى زمان و مكان هر جامعه مىباشد. به همين دليل چون عوامل مولد قواعد عرفى متغير و سيال هستند، عرف نيز به نوبه خود متغير مىباشد. در هر حال عرف همواره شاخص براى مصلحت سنجى است و به عنوان معيار مصلحت شناخته مىشود.
عوامل بوجود آورنده عرف و قواعد آن را مىتوان در موارد زير خلاصه نمود:
١. ادراكات ذاتى و مستقلات عقلى كه در قالب آراء محموده و بخشى از ارزشهاى عقلانى جامعه ظهور مىكند.
٢. اعتقادات و ايدئولوژى جامعه كه به تدريج شيوه زندگى فردى و روابط اجتماعى را شكل مىدهد.
٣. حكومتها و قدرتهاى حاكم و عوامل نفوذ كه احياناً تحولات سريع و تغييرات پيشبينى نشدهاى را بوجود مىآورد و شيوههاى زندگى فردى و اجتماعى را سخت تحت تأثير خود قرار مىدهد.
تحولات در قواعد عرفى تحت تأثير اين عامل ممكن است به ايجاد دو عامل اول و دوم نيز بيانجامد و موجب ظهور ايدئولوژى جديد و يا عقلانيت نوين گردد.
٤. عامل تقليد و تقديس كه موجب تكرار اعمال و روابط گذشته و بازمانده از
[١] . رك: همين قلم، همين مجموعه، ج ٣، ص ١٠٨-١١٢.