فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١٤ - ٤ عدالت
اساس معيار ديگرى سنجيده شود بتدريج در افق اين معيارها غروب خواهد نمود و رخ از اجتماع بر خواهد تابيد و به ستمكاران اين فرصت را خواهد داد كه عدالت را بر رفتار خود عرضه كنند و با معيار اراده خويش عدالت را مقبول و مردود بدانند.
فلسفه مشورت در امور اجتماعى آن است كه عدالت در زير ابرهاى مصلحتهاى زودگذر از ديدگان مصلحت انديشان زود باور پنهان نماند و عدالت قربانى خودخواهيها نگردد.
امام على (ع) در اين رابطه چنين بيان مىكند:
[٣] ">«من استثقل الحق ان يقال له او العدل ان يعرض عليه، كان العمل بهما اثقل عليه. فلاتكفّوا عن مقالة بحق، او مشورة بعدل»
. [١]پذيرفتن تذكرات ديگران كه شخص را بر رعايت حق فرا مىخوانند و نيز مشورت نمودن در شيوه اجراى عدالت موجب مىگردد كه حق و عدالت از حصار مصلحتهاى تنگ آزاد گردند و امور بر اساس موازين حق و عدالت تمشيت يابد.
اصولاً مصلحت انديشيهاى تنگ نظرانه خود از بزرگترين موانع عدالت به شمار مىآيد كه بايد آن را بجاى مصلحت خواهى، مقتضاى هواى نفس دانست [٢] .
در مقايسه عدالت و مصلحت محور اصلى و نقطه پرگار عدالت است و سياستگزاريها بر اساس آن استوار مىباشد و به تعبير امام على (ع)
«و العدل سائس عام»
٣ در سياستگزاريها جهتها با نشانه عدالت تعيين مىشود.هيچ مصلحتى نمىتواند جامعه را از حركت در مسير حق بى نياز سازد
«وانه لن يغنيك عن الحق شى ابدأ»
[٤] قرآن نيز اين حقيقت را به اين صورت بيان نموده است: (فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ)٥.[١] . همان، خ ٢١٦ (كسى كه تذكر به حق و يا دعوت به عدالت را درباره خود سنگين تلقى مىكند همواره عمل به حق و عدالت بر او سنگين خواهد بود؛ پس از تذكر به حق رونگردانيد و مشورت به عدالت را فراموش ننماييد.).
[٢] .
«فان الوالى اذا اختلف هواه منعه ذلك كثيراً من العدل»
(همان، نامه ٥٩) هرگاه زمامدار گريبانگير خواستههاى مختلف نفسانى شد (درصدد سنجش عدالت با مصلحتها برآمد) همواره اين نوع تحليلها بر سر راه عدالت مانع، ايجاد مىنمايد.[٣] . همان، كلمات قصار ٤٣٧.
[٤] . همان، نامه ٥٩.
[٥] . سوره يونس، آيه ٣٢.