فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٤ - 5 مصلحت در مراسم سياسى و عبادى
به هم مىپيوندند و يكى مىشوند و احياناً نيز در حال پيوستن مىباشند.
٩. انسانهاى برجسته: عرفها و فرهنگها جامع نيستند و گاه توسط انسانهايى برجسته و خردمند و مصلحان بزرگ از نو پايهريزى مىشوند و بدين وسيله عرف نوسازى و فرهنگ پالايش مىيابد و شكل نوينى از آن دو به وجود مىآيد.
٥. مصلحت در مراسم سياسى و عبادى
نقش مصلحت به عنوان يك عامل تعيين كننده در احكام شرع موجب گرديده كه شريعت در مواردى كه خود اقدام به تعيين حدود آن نموده، بخشى از آن را آزاد گذارده و به تشخيص مكلفان محول سازد.
انتخاب اين روش در قانونگذارى به دليل آن است كه مصلحت، امرى ثابت و جامع نيست و به تناسب زمان، مكان و ساير شرايط، متغير مىباشد. به همين لحاظ چنانكه در جاى ديگر در همين بحث توضيح دادهايم مصلحت به دو نوع ثابت و متغير تقسيم مىشود و قانونگذار ناگزير مصلحتهاى متغير را بر عهده مجريان مىنهد و همواره بخشى از قانون همچنان باز و قابل تغيير مىماند.
آنچه در اين مبحث تحت عنوان مصلحت در مراسم سياسى عبادى مورد نظر ما است، مشمول اين قاعده كلى نسبت به مراسم سياسى عبادى مىباشد كه عليرغم تعبدى بودن به خاطر بعد سياسى آن، تحت ضابطه مصالح متغير قرار مىگيرند.
مراسم سياسى عبادى در اسلام بخشى از شعائر دينى است كه از دو جنبه مستقل سياسى و تعبدى، داراى اهداف و مصالح خاص مىباشند و الگوى اين نوع شعائر را مىتوان در نماز جمعه و عيدين و نيز مراسم حج به وضوح مشاهده نمود.
اينگونه مراسم با وجود خصلت تعبدى و داشتن روح عبادت، معنويت و برخوردارى از نوعى قداست داراى ابعاد سياسى و آميخته با اهداف دنيايى دين و انگيزههاى حكومتى و مرتبط با مسأله امامت مىباشد و به تعبير ديگر داراى دو نوع مصلحت ثابت عبادى و مصلحت متغير سياسى هستند و بر اين اساس بخشى از اين مراسم باز و آزاد گذارده شده است.
مثلاً در نمازهاى عبادى سياسى جمعه و عيدين، مصلحت سياسى عمدتاً در