فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٣ - مبحث ششم مصلحت از ديدگاه قرآن
تنها جايى كه مصلحتهاى مادى نقش مىبازند و از صحنه زندگى به دور ريخته مىشوند، مواردى است كه در قالب عملى گناه و يا زمينهساز ارتكاب به گناه باشند و همچنين آنجا كه التذاذ و مصلحتگرايى مادى، انسان را از مسؤوليت در برابر خود، مردم و خدا بيگانه و دور سازد.
بكارگيرى عقل براى هرچه بيشتر جمع نمودن بين مصالح دنيوى و مصالح اخروى اين آرمان را به دنبال دارد كه انسان هر دو سعادت دنيوى و اخروى و نيز مادى و معنوى را يكجا كسب مىنمايد.
مبحث ششم: مصلحت از ديدگاه قرآن
برخى در مورد ريشه قرآنى مصلحت ترديد به خود راه مىدهند، در حالى كه كلمه مصلحت در قرآن نيامده لكن با تعبيرات ديگر از آن ياد شده است. شايد در اين مورد كلمه «خير» واضحترين واژه قرآنى باشد كه بر عنصر مصلحت دلالت واضح دارد.
(وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى اَلْخَيْرِ) [١] از ميان شما مردم بايد گروهى، دعوت به خير را شغل خويش سازند و اين عمل خيرخواهانه را به طور گسترده در جامعه پياده نمايند.
خير به معنى هر نوع عمل سودمندى است كه به نوعى مصلحت داشته باشد مصلحتهايى كه با اوامر شرعى مكشوف گرديده و يا مصلحتهايى كه عرف و عقل گوياى آن هستند. خير به طور مطلق در قرآن به عنوان رسالت گروه برگزيده مردمان معرفى شده است.
دعوت به خير به عنوان يك وظيفه عمومى (واجب كفايى) و يا مسؤوليت تخصصى گروههاى برجسته و نخبه جامعه اسلامى كه به وضوح از آيه مذكور
[١] . سوره آلعمران، آيه ١٠٤.