فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٦ - مبحث سوم مصلحت در انديشه سياسى امام (قده)
مبحث سوم: مصلحت در انديشه سياسى امام (قده)
يكى از بارزترين عنصر سياسى در انديشه امام (قده) كه داراى نقش بسيار مؤثر در تجلى آثار اين انديشه مىباشد عنصر مصلحت است و همين عنصر اصلى است كه انديشه سياسى امام را در مقايسه با انديشههاى فقهى مشابه، متمايز مىسازد.
مىدانيم كه اصل ولايت فقيه در انديشه امام، محور اصلى سياست نظرى (انديشه سياسى) و سياست عملى (حكومت) محسوب مىشود و اثر بارز اصل ولايت فقيه و اختيارات سياسى برخاسته از آن، همان احكام حكومتى در راستاى حل معضلات اقتصادى، سياسى و اجتماعى نظام مىباشد.
بىگمان احكام حكومتى بدون تشخيص مصلحت، موضوعاً و حكماً سامان نمىيابد بدين ترتيب شاخص اصلى انديشه سياسى امام (قده) كه ولايت فقيه است به عنصر مصلحت باز مىگردد و از اين عنصر سياسى سامانبخش، نقش مىپذيرد.
هستند از فقهاى بزرگ مانند شيخ جعفر كاشف الغطا (ره) كه در تحرير مسأله ولايت فقيه و اختيارات فقيه ذواليد، بسى فراتر و بازتر از امام (قده) مىانديشند و اختيارات حكومتى فقيه جامعالشرايط در زمان غيبت را فراتر از آنچه كه در آثار مكتوب امام (قده) بازمانده است مىدانند لكن در تبيين اختيارات حكومتى و سياست باز فقيه جامعالشرايط در عصر غيبت تكنيك اصلى و شيوه كاربردى، آن را كه ساز و كارهاى اختيارات را ساماندهى نمايد به صراحت به قلم نياوردهاند. از باب مثال، كاشفالغطاء (ره) در تفسير ولايت در عصر غيبت، ضمن توسعه آن از فقيه جامعالشرايط تا صالحان مؤمن (هرچند عادل نباشند) اطاعت از فرمان متولى امر حكومت و حاكم شرعى را بر همه آحاد امت (هرچند كه مجتهد و فقيه هم باشند) لازم مىشمارد اما توضيح نمىدهد تشخيص ولى امر و حاكم و شكلگيرى اوامر او در چه بستر و كدام چارچوب شرعى شكل مىگيرد.
آيا قدرت برخاسته از لزوم اطاعت از فرامين ولى امر و حاكم صرفاً يك قدت شخصى و متكى بر اراده فردى است يا چارچوب مشخصى اين قدرت را شكل