فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٠ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
لَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا) [١] هرچند ديدگاه قرآن در هشدار در مورد فتنه متفاوت است لكن آثار ناشى از حقايق حق و عمل به عدالت از ديد قرآن فتنه شمرده نمىشود. اصولاً فتنه عبارت از آشوب و درگيريهاى مسلحانه و فسادانگيزى است كه دشمنان عدالت و حق در برابر آن دو از خود نشان مىدهند.
اگر دفع ظالم با فتنه همراه باشد بىگمان در ديدگاه قرآن از مصاديق (إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ) [٢] خواهد بود.
با اين وصف درگيرى با ظالمان و عاملان فساد و تباهى در جامعه اسلامى را فتنه ناميدن و عمل به وظايفى چون امر به معروف و نهى از منكر به خاطر نتايجى كه در پى دارد محكوم نمودن از منطق قرآن به دور و با سيره پيامبر (ص) و وحى كه هرگز تن به ظلم و فساد و عمل به ناحق نمىدادند سازگار نمىباشد. اگر پيامدهاى مبارزه با ظلم و فساد مانع از قيام به انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر در تمامى مراتب آن باشد اصولاً بخش اعظم اين دو فريضه عملاً منتفى مىگردد و اصولاً ظلم و فساد به عنوان يك واقعيت اجتنابناپذير مورد تأييد قرار مىگرفت.
با توجه به اين واقعيت كه بيشترين و بالاترين و سازمان يافتهترين ظلمها از جانب حكام، امرا و فرمانروايان صورت مىگيرد، اگر اين بخش از ظلم در حوزه مقابله و كاربرد فريضه امر به معروف و نهى از منكر حذف شود بخش اندكى از قلمرو امر به معروف و نهى از منكر باقى خواهد ماند كه بيشتر به مسائل خصوصى افراد مربوط مىگردد خواهد شد و اين نوع برداشت مستلزم جانبدارى كلى از نظام ظلم يا ظلم سازمان يافته مىباشد تا محكوم نمودن ظلم كه سياستى شناخته شده در قرآن و سنت است.
افزون بر اين، اصولاً سكوت در برابر زمامداران ظالم كه همواره قدرت و سلطه خود را با خونريزى و فتنه حفظ مىكنند به معنى چشمپوشى از عدالت و حق اين دو عنصر اصلى اسلام و دو هدف والاى بعثت انبيا (ص) مىباشد و چشمپوشى از
[١] . سوره توبه، آيه ٤٩.
[٢] . سوره انفال، آيه ٧٣.