فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٤ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
عصر به وضوح ديده مىشود. [١]
در ديدگاه ابن تيميه عقل همان راهى را مىپيمايد كه نص و وحى آن را نشان مىدهد و هرگامى كه نص برمىدارد عقل نيز همواره در كنار آن و عهدهدار تبيين آن مىباشد.
وى در كتاب نقضالمنطق، آراء فلاسفه و متكلمان را در مسائلى چون ذات و صفات الهى هرچند كه به ظاهر مختلف و مخالف يكديگر به نظر مىرسند حاكى از بيان يك حقيقت دانسته و اين نوع اختلاف نظر را مجوز تكفير نشمرده و به نسبت گمراهى به آنها بسنده نموده است و اين رويه را مذهب سلف ناميده است.
هرچند افكار سياسى و آراء فقهى ابن تيميه در زمينه حكومت و شرايط حاكم با شرايط حاكم عصر وى وفق نمىداد و نظام موجود را از نظر مشروعيت زير سؤال مىبرد لكن در هيچكدام از روايات مربوط به شرايط سخت زندگى وى و حتى حبسهاى مكرر وى در قاهره و تبعيد او به اسكندريه مصر نشانى از دست داشتن فرمانروايان دمشق، مصر و بغداد در اين ماجراها به چشم نمىخورد و ابن كثير مورخ معاصر و شاگرد ابن تيميه مخالفت آراء اعتقادى وى را با عقايد مشهور و رايج در زمينه سه مسأله اعتقادى: عرش، كلام و نزول خدا، انگيزه اصلى گرفتاريهاى ابنتيميه قلمداد مىكند و محاكمات وى را در قالب محكمه تفتيش عقايد و محاكمه فكر و عقيده به تصوير مىكشد. لكن در اين ميان اشارتى گذرا به بازگشت ابن تيميه از اسكندريه به قاهره و تجليل حكومتى از وى و سكوت معنىدار علما و فقهاى معارض وى ديده مىشود كه به تعبير استاد ابوزهره اين سكوت نه به خاطر مقام علمى وى بلكه به دليل هراس از حكومت بود كه جانبدارى از ابن تيميه را علناً هدف قرار داده بود. [٢]
حمايت سياسى دولت از ابن تيميه در مصر كه تا سال (٧١٢) ادامه يافت هرچند علما و فقهاى معارض وى را به سكوت اجبارى واداشت لكن سرانجام رشته مخالفتها به درون جامعه و مردم كشانده شد و ابراز تنفر عمومى تا آنجا كشيد كه به
[١] . رك: البداية و النهايه، ج ١٤، ص ٤.
[٢] . رك: محمد ابوزهره، پيشين، ص ٥٧٥.