فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٢ - مبحث اول مصلحت در انديشه سلفى
شفافتر و برجستهتر ارائه گرديد و وى تلاش بسيار نمود كه آراء خود را به گذشتگان بويژه آنها كه تعبد را بجاى تعقل پذيرا بودند نسبت دهد.
بىگمان قدر مشتركهاى فكرى و عقيدتى ابن تيميه با سلف متعبد نه مجتهد، مسائل قابل توجه و فراوانى را شامل مىگردد كه برخى كلامى و قسمتى فقهى هستند و نهايتاً مسائل زيادى از فلسفه سياسى و انديشه سياسى را در بر مىگيرند ليكن اين عقايد مشترك هرگز توسط يك انديشمندى از ميان صحابه، فقها، محدثان و متكلمان قبل از ابن تيميه در قالب يك انديشه ساماننيافته است.
آنچه كه بنام انديشه سلفى ناميده مىشود در واقع انتخاب تعدادى آراء كلامى و فقهى و ايجاد ارتباط منطقى بين آنها بهطورى كه هركدام از آنها اشارتى به ديگرى و در جمع، سامانى بر يك انديشه منسجم مىباشد. هرچند كه ابنتيميه اين ساماندهى را معكوس انجام داده و براساس يك نظريه از پيش ساخته عناصر لازم آن را از ميان آراء گذشتگان انتخاب و براساس دلخواه تفسير و مورد تجزيه و تحليل قرار داده است.
به اين ترتيب در نگاه تاريخى به انديشه سلفى نمىتوان از ابنتيميه حتى به عنوان احياگر اين انديشه نام برد. زيرا او خود بانى و مؤسس اين تفكر بنيادى است.
علاقه مفرطى كه وى به انتساب مسلك خود به سلف نشان مىدهد از آنجا ناشى مىشود كه نظريات دينى هرقدر از مايه تقدس بيشترى برخوردار باشند مقبولتر و دلنشينتر جلوه مىكنند. بويژه اگر اين نظريات با آراء معروف و نظريات مشهور اهل دين مخالف باشد. [١]
اگر پيدايش انديشه سلفى را در قرن هفتم و ساماندهى آن توسط ابن تيميه را بپذيريم دومين تمرحله تحليل تاريخى اين انديشه جستجوى علل و عواملى است كه چنين بازتاب فكرى را در آن عصر بوجود آورده است.
مبانى اوليه نظام فكرى ابن تيميه از دو عامل فقهى و كلامى شكل گرفت در فقه،
[١] . نمونه اين نوع تقديس يا تقديس نهايى را مىتوان در تغيير تاريخ تولد ابن تيميه از طرف علاقمندانش مشاهده نمود كه بجاى دهم ربيعالاول ٦٦١، دوازدهم ربيعالاول را ياد كردهاند تا با ميلاد پيامبر اسلام (ص) تطابق داشته باشد.