فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٢ - مبحث پنجم قواعد حاكم بر استصلاح
اصولاً به خاطر استقرار اصول اخلاقى در جامعه در موارد زياد از آن چشم پوشى نيز مىشود.
ارزشهاى اخلاقى جزئى از آرمانهاى انسانى و برخاسته از فطرت كمال جوى بشرى است. به چالش كشاندن اين ارزشها و اصول با معيار مصلحت در نهايت به نفى اصالت اخلاق منتهى مىگردد و چنين نتيجهاى اگر به عنوان استنتاج علمى تلقى شود بايد آن را براى جامعه بشرى فاجعهاى بس خطرناك دانست.
پاىبندى جمعى از انسانها بااصول اخلاقى به خاطر سودمندى آنها بدان معنى نيست كه سودمندى معيار اصلى سنجش ارزشهاى اخلاقى مىباشد. گاه اين اصول اخلاقى هستند كه به سودمندى و مصلحت معنى مىبخشند مانند نوع دوستى و مهرورزى با ديگران كه در بسيارى از موارد به اعمال نوع دوستانه و محبتآميز صبغه مصلحت مىدهد.
مبحث پنجم: قواعد حاكم بر استصلاح
ترديدهايى كه در تعريف و مستند بودن مصالح مرسله به ويژه در مذهب مالكى اشتهار يافته و برخى آن را تا حد معارضه بالخصوص پيش برده [١] و بعضى در استناد به آن حتى در «ما لا نص فيه» نيز ترديد روا داشتهاند [٢] موجب گرديده كه نه تنها فقهاى مذاهب حنفى، شافعى و حنبلى بدان نگاه احتياطآميز داشته باشند بلكه فقهاى شافعى و حنبلى آن را بديده انكار بنگرند.
توجيه و تبيين مبسوط شاطبى، فقيه معروف مالكى مذهب در كتاب الموافقات نيز نه تنها از ابهام و پيچيدگى اصل استحسان و مصالح مرسله نكاسته بلكه بسيارى از مخالفتهاى فقهاى مذاهب اربعه را برانگيخته است.
گفتار طوفى در تعارض مصلحت بانص و شبهات وى [٣] مدتها فقهاى اهل سنت را
[١] . رك: رمضان البوطى، ضوابط المصلحة فى الشريعة الاسلاميه، ص ١١٨ و ١٤٤.
[٢] . همان، ص ٢٩٦.
[٣] . همان، ص ١٨١.