فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٢ - مبحث دوم ديدگاه عقل در استكشاف مصالح
اهتمامى به بازيافت آثار اين اصل به عمل نيامده است. استاد شهيد مطهرى (ره) در اين زمينه مىنويسد: «از آيات مربوط به حق استفاده انسان از آفريدههاى جهان، دو نكته استفاده مىشود:
[١] . برابرى حقوق طبيعى و حقوق الهى كه برخى آن دو را به گمان تعارض در مقابل هم قرار دادهاند.
٢. اگر راهى كه توسط عدليه در اعتقاد به مصالح و مفاسد احكام باز شده بود پيگيرى مىشد و به مبانى حقوق اسلامى توجه كافى مبذول مىگرديد بسيارى از آيات كه فعلاً از آيات الاحكام شمرده نمىشوند جزئى از آيات الاحكام به حساب مىآمد. و يعنى آياتى كه رابطه انسان و جهان را بيان مىكند و مفهوم «براى» را در اين زمينه مىآورد بدان معنى است كه اگر انسان نبود نظام آفرينش به گونه فعلى ترتيب نمىيافت و اين نكته از اصل غايت داشتن فعل ناشى مىگردد.»١
معنى ادامه روش عقلانى عدليه و تفسير رابطه انسان و جهان بر اساس اصول عدليه چيزى جز كنكاش در نيازهاى جديد حيات انسانى و استكشاف احكام متناسب با اين نيازها بر اساس اصل مصلحت گرايى نيست و اين عمل در روند فقه شيعه مسكوت مانده است. نقش عقل را در تطبيق ثابتهاى شريعت بر متغيرهاى زمان مىتوان به گونههاى مختلف مورد تفسير و تحليل قرار داد:
الف - انديشه ختم نبوت و فلسفه آن بر اين اساس نيست كه بشريت تنزل يافته و يا استعداد خود را براى دريافت وحى جديد از دست داده است، و همچنين معنى خاتميت بىنيازى بشر از پيام الهى نيست. ريشه خاتميت را بايد در وحدت محتوايى اديان الهى و تكامل تدريجى آنها جستجو نمود.
از اين رو است كه قرآن همواره از كل اديان به «دين» تعبير آورده است.
فطرت بشرى يكى است و دين فطرى نيز يگانه است و اختلافها به بسترهاى زمانى و شرايط اجرايى اصول مربوط مىگردد و در حقيقت بشر در بستر اديان تكامل مىيابد و خط سير اين تكامل هدايت شده الهى همان صراط مستقيم است
[١] . رك: استاد شهيد مطهرى، بررسى اجمالى مبانى اقتصاد اسلامى، ص ١٦٦-١٦٧، انتشارات حكمت، ١٤٠٣ ه. ق.