فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨١ - الف - ديدگاه قرآن در تبيين مصالح احكام
مادى و معنوى جهان اسلام است.
چنين مصلحتى در پايگاه رفيع بيت منظور گرديده آنگونه كه از تدبر در آيه (وَ إِذْ جَعَلْنَا اَلْبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ)١ آشكار مىگردد.
١٨. مصلحت شناخته نشده:ناگفته ماندن مصلحتها دلايل مختلفى دارد لكن در آنجا كه حتى تفهيم مصلحت دشوار مىباشد، تذكر آن مفيد و در ايجاد انگيزه مؤثر مىباشد.
اين راهى است كه قرآن در مورد برخى از مصلحتهاى ناگفته پيموده و بويژه در آنجا كه مردم عادى در شناخت مصلحت و مفسده اشتباه مىكنند چنين متذكر شده است: (كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلْقِتٰالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) [٢] .
در اين آيه هرچند كه مصلحت و سودمندى جهاد به تفصيل بيان نشده لكن به دو نكته اشاره شده است:
الف - اشتباه آنها كه درباره جهاد اظهار ناخورسندى مىكنند.
ب - وجود خير در چنين موارد به صورت اجمال.
١٩. ضابطهمندى بعضى از مصلحتها: قرآن برخى از مصلحتها را به دليل اهميت و كليت در قالب قاعده و ضابطه كلى شكل داده است و اين نوع قواعد هرچند كه خود از مقوله احكام الهى به معنى عام آن محسوب مىشوند لكن مصلحت را در ذات خود دارند و به تعبير منطقى (قضايا قياسها معها) مفاد آنها خود حاوى مصلحت نيز هست.
افزون بر اين، چنين قواعدى خود بيانگر مصلحت حكم ديگر نيز محسوب مىشوند مانند: (وَ جٰاهِدُوا فِي الله حَقَّ جِهٰادِهِ هُوَ اِجْتَبٰاكُمْ وَ مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي اَلدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) [٣] .
قاعده نفى حرج خود مصلحت است و از آن قاعده سازى نيز شده و بيانگر مصلحت جهاد به گونهاى شايسته نيز مىباشد.
نمونه ديگر اين نوع قاعده سازى را مىتوان در مورد مقابله بمثل نيز ملاحظه
[١] . سوره بقره، آيه ١٢٥.
[٢] . سوره بقره، آيه ٢١٦.
[٣] . سوره حج، آيه ٧٨.