فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٦ - مبحث اول وحى و شرع دريچه واقعنماى مصلحت
حتى اگر از منبع وحى نشأت گرفته باشد در ميان است و بر اين اساس در واقع منابع تشخيص مصلحت همان منابع شناخت عقلى محسوب مىشوند كه عقل خود يكى از آن منابع به شمار مىرود و معنى اين كه عقل منبع تشخيص عقلانى مصلحت است آن است كه عقل به طور مستقل، مصلحت را در مواردى تشخيص مىدهد.
با وجود اين هر كدام از منابع نامبرده داراى شناخت و تشخيص خاص خود هستند و گاه مصلحت توسط وحى و شرع شناخته و ارائه مىشود و گاه توسط عقل و احياناً با علم و تجربه و يا عرف.
مبحث اول: وحى و شرع دريچه واقعنماى مصلحت
براى به دست آوردن مصلحت از ديدگاه وحى دو راه مستقيم وجود دارد كه در اصطلاح علوم اسلامى از آن دو به كتاب و سنت تعبير مىشود. [١] قرآن و گفتار و كردار هرگونه امضاى پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) بيانگر ديدگاه شريعت اسلام در زمينه مصحلتها بوده و لسان شرع در تبيين مصلحت محسوب مىشوند. [٢]
لسان شريعت را در مقام تبيين مصلحت به دو صورت مىتوان به دست آورد:
نخست از طريق بيان احكام كه معلول مصالح واقعى مىباشند و دوم از راه بيان مصالح احكام كه همان علتها و انگيزههاى احكام هستند و به تعبيرى ديگر غايات، نتايج و فوايد احكام، همان انگيزههاى شرعى در تشريع مىباشد.
به اين ترتيب بررسى مصلحت از ديدگاه وحى نياز به بحث در چهار مرحله دارد كه عبارتند از:
[١] . در مورد اين اجماع و عقل نيز مىتوانند كاشف از ديدگاه وحى و شرع باشند در دنباله همين بحثگفتگو خواهيم داشت.
[٢] . اعتقاد شيعه در مورد علم ائمه معصومين (ع) مبنى بر ارتباط آنان از طريق پيامبر (ص) به مفاد وحى موجب آن است كه ائمه (ع) خود از مجارى وصول به وحى - هر چند غير مستقيم - محسوب شوند.