فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٤ - مبحث هفدهم فقه بر مبناى مصلحت در جايگاه تمدنسازى
مصلحت و تعامل تمدنها
اثرپذيرى انديشه اسلامى در برابر علوم و فرهنگ يونانى هرگز نتوانست چهره و ماهيت تمدن اسلامى را به صورت يك هويت تقليدى ارائه دهد و به رغم عوامل مشتركى چون عقل و مصلحت انديشى رابطه تمدن اسلامى با تمدنهاى ديگر در حد تعامل و تعاطى باقى ماند و اصالت تمدن اسلامى براساس ويژگيهاى دينى اين آيين آسمانى همچنان محفوظ ماند.
در اين ميان نقش فقه در حفظ اصالت تمدن اسلامى حائز اهميت بسيار است.
زيرا ماهيت اين علم تمدنساز، اختصاص به اسلام داشت و از سرچشمه زلال وحى نشأت گرفته بود. به رغم تلاش جمعى از مستشرقان به منظور ارتباط دادن بين فقه اسلامى و حقوق روم به موازات ارتباط علوم اسلامى به علم و فرهنگ يونانى كه خدشهدار نمودن اصالت تمدن اسلامى را به دنبال داشت، سرانجام آفتاب پشت ابرها پنهان نماند و از زبان خود وسوسهگران آشكار گرديد.
«سنتيلان» مستشرق ايتاليايى كه براى نخستين بار شبهه تأثير حقوق روم در فقه اسلامى را مطرح نمود و بعدها ديگران از سخن وى به عنوان يك سند سود بردند خود اعتراف نموده كه هيچگونه دليلى در دست نيست كه بتوان به استناد به آن، چنين گمانى را به اثبات رساند.
اثرگذارى حقوق روم بر فقه اسلامى تنها يك گمان و فرضيه ثابت نشده است.
فقه اسلامى داراى يك سلسله مبانى، مميزات و خصايص ويژهاى است كه نمىتوان آنها را به ديگر نظامهاى حقوق بازگرداند و ماهيت فقه اسلامى يك نظام دينى است كه با افكار بشرى قابل مقايسه نمىباشند [١] .
[١] . رك. سنتيلان، تراث الاسلام، ص ٤٣١، بيروت، ١٩٧٢، و محمد معروف دواليبى، الوجيزنى الحقوق الرومانيه، ص ٥٤، دانشگاه دمشق، ١٩٥٩.