فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧١ - مبحث هفدهم فقه بر مبناى مصلحت در جايگاه تمدنسازى
مىآيند تحت بررسى قرار داد.
اگر امروز بناهاى عظيم مساجد و مدارس اسلامى و شاهكارهاى هنرى اين بناها و معماريهاى شگفتانگيز آنها از آثار با شكوه تمدن اسلامى در تاريخ گذشته به شمار مىآيند؛ نبايد از رابطه اين بخش از تاريخ فرهنگ و هنر و تمدن اسلامى با احكام عبادى اسلام چشم پوشيد و رابطهاى كه قصد قربت فقهى اساس اصلى آن را تشكيل مىدهد.
عقل فقهى در معمارى تمدن اسلامى همواره از حكمت، عدالت و مصلحت سود برده است و توانسته است پا به پاى تحولات حتى با تمدنهاى ديگر سازگار بماند. حضور انبوه غيرمسلمان در جوامع اسلامى و در بطن تمدن تاريخى اسلام هرگز خلل و نابسامانى و حتى ناهنجارى در روابط درونى اين جوامع به وجود نياورد و اين فقه بود كه در تنظيم روابط همزيستى ميان گروههاى به ظاهر ناهمگون نقش اول را ايفا نمود و از ملل مختلف با نژادها، زبانها، فرهنگها، عادات و رسوم متفاوت كه احياناً متضاد است كشور متحد و دولت يكپارچه به وجود آورد و همه را به دنبال هدفهاى واحد و معين بسيج نمود.
از اين رو نمىتوان فقه را يك علم صد در صد نظرى به شمار آورد، ارتباط تناتنگ فقه با رويدادهاى كه در متن زندگى جامعه اسلامى مىگذرد آن را به صورت يك علم حرفهاى متحول و شناورى درآورده كه همواره بايد براى حوادث نوظهور و نهادهاى نوبنياد جامعه حكم مناسب را استخراج و ارائه دهد.
با وجود اين، در تاريخ فقه حوادث استثنايى در رويكرد مذاهب فقهى ديده مىشود كه بايد هر كدام جداگانه در كنار حركت عمومى و قانونمند فقه مورد مطالعه و ارزيابى قرار گيرند.
١. محمدبن خلف از فقهاى قرن پنجم هجرى، در مدت كوتاهى سه بار مذهب خود را تغيير داد. ابتدا حنبلى و سپس حنفى شد و آنگاه به مذاهب شافعى گرويد و مردم زمانى به خاطر حروف اول مذاهب سهگانه، لقب «حنفش» بر وى نهادند.
٢. احمدبن عبدالمنعم و سنهورى از علماى قرن ششم هجرى، هنگامى كه كتاب خود را در زمينه اكتشاف آبهاى زيرزمينى به نام «كشفالعيون» به پايان برد در