فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٣ - مبحث پنجم مصلحت در «مؤلفة قلوبهم»
معروف خود به نام تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى و دكتر دونگان گرين لز و دكتر لوراداكسيا و اگليرى در كتاب پيشرفت سريع اسلام و جان ديان پورت در كتاب عذر و تقصير به پيشگاه محمد و قرآن از جمله مستشرق و مورخين مسيحى هستند كه در اثبات نظريه فوق پاى فشردهاند.
سير توماس، بيش از ديگران اصل تساهل و تسامح را عامل اصلى موفقيت اسلام مىشمارد و مىنويسد: اگر ما به ميزان تسامح و مسالمتى كه از طرف حكومتهاى مسلمين نسبت به رعاياى مسيحى مبذول مىشد توجه كنيم به خوبى به واهى بودن اين طرز فكر كه عدهاى نادان! شايع نمودهاند كه شمشير عامل برگرداندن مردم به اسلام بود پى مىبريم و اين حقيقت را تصديق مىكنيم كه عوامل ديگرى در پيشرفت اسلام مؤثر بوده است. [١]
مبحث پنجم: مصلحت در
(الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ)تأثير احسان در تحريك عاطفه و جلب علاقه و دوستى از نظر روانى غير قابل ترديد است و ما نيز در اينجا در صدد اقامه برهان و استدلال براى اثبات آن نيستيم.
زيرا تجربه و وجدان، خود بزرگترين گواه اين حقيقت است.
به همين دليل ما نيازى نمىبينيم كه شواهدى نيز در اين زمينه از تاريخ بياوريم و يا نقش اين عامل را در پيشرفت اسلام مورد بررسى قرار دهيم.
اسلام نيز از اين عامل فطرى و روانى در پيشبرد هدف مقدس خويش بهره برده و آنرا به صورت يك قانون در زمره قوانين مالى گنجانيده و به عنوان يك هزينه رسمى دولت اسلام در بودجه مخصوص زكوة منظور داشته است. اين اصل در آيه زكوة در قرآن تحت عنوان (الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) به صورت يكى از مصاريف زكوة معرفى شده و در فقه اسلامى نيز بحثى با همين عنوان آمده كه اينك به طور اختصار مورد بررسى قرار مىدهيم.
[١] . رك: سيرتوماس، الدعوة الى الاسلام، ص ٨٨.