فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٩ - مبحث چهارم عوامل الفت اجتماعى
عميق و مستحكمى دارد و از اراده و خواست قلبى، جان، فكر و عقيده مردم آن سرچشمه مىگيرد، لذا بايد واجد آن چنان روح تعاون و حس همكارى و همدردى باشد كه متناسب با مقام شامخ انسانى در زندگى شايسته انسانى باشد.
روى همين اصل است كه اسلام سعى مىكند همه افراد جامعه بزرگ اسلامى را با زنجير مصالح و منافع مشترك به همديگر مربوط سازد و در دل و جان آنان حس همكارى، تعاون، تضامن، احساس مسؤوليت و وظيفه همگانى به نفع همه را تقويت كند و حدود آزادى فردى را در مرز مصالح مشتركه و منافع همگانى محدود سازد و بدينوسيله همه درك مىكنند كه در اجتماع اسلامى هدفهاى مشتركى وجود دارد كه فرد به تنهايى قادر به انجام آن نيست و بايستى همه براى گسترش آن همكارى و تعاون داشته باشند.
«همه مردم بمثابه چوپان و گلهدار هستند و همه از گله خود مسؤولند، پيشوا مسؤول ملت، مرد مسؤول خانواده، زن مسؤول خانه، خادم و كارگر مسؤول مال و كار است همه شما بمثابه چوپانيد و مسؤول گله خود.»
اين اصل كلى را قرآن چنين بيان مىكند: (تَعٰاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ).١ بر نيكى و نيكوكارى و تقوى با يكديگر همكارى و تعاون كنيد و در آيه ديگر «برّ» را تفسير و توضيح مىدهد:
(لَيْسَ اَلْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ وَ لٰكِنَّ اَلْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ اَلْمَلاٰئِكَةِ وَ اَلْكِتٰابِ وَ اَلنَّبِيِّينَ وَ آتَى اَلْمٰالَ عَلىٰ حُبِّهِ ذَوِي اَلْقُرْبىٰ وَ اَلْيَتٰامىٰ وَ اَلْمَسٰاكِينَ وَ اِبْنَ اَلسَّبِيلِ وَ اَلسّٰائِلِينَ وَ فِي اَلرِّقٰابِ وَ أَقٰامَ اَلصَّلاٰةَ وَ آتَى اَلزَّكٰاةَ وَ اَلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذٰا عٰاهَدُوا وَ اَلصّٰابِرِينَ فِي اَلْبَأْسٰاءِ وَ اَلضَّرّٰاءِ وَ حِينَ اَلْبَأْسِ أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْمُتَّقُونَ). [٢] (برّ و نيكى آن نيست كه روهاى خود را بسوى مشرق و مغرب كنيد نيكوكار آن كساست كه بخدا و روز جزا و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيامبران ايمان دارد و از مال خويش كه آن را دوست دارد به خويشان و يتيمان و تنگدستان و براهمانده و خواهندگان و آزادى بردگان دهد و نماز كند و زكات دهد و آنهايى كه چون پيمان
[١] . سوره مائده، آيه ٢.
[٢] . سوره بقره، آيه ١٧٧.