فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٠ - مبحث دوم انواع مصلحت
ز - مصلحت مؤدا: اصطلاح مصلحت مؤدا معمولاً در برابر مصلحت سلوكى به مصلحتى اطلاق مىشود كه در مؤداى اماره يعنى در خود حكم وجود دارد. به آن نوع حكم فعلى كه در مورد شخصى كه اماره بر آن حكم دارد مؤداى اماره گفته مىشود. [١]
ح - مصلحت وقتى [٢] : گاه مصلحت در حكم و يا متعلق آن نيست و وقوع متعلق حكم در زمان خاص داراى مصلحت مىباشد و به عبارت ديگر زمان خاص موجب مصلحت در انجام فعلى در آن زمان مىگردد و يا زمان خاص بر مصلحت فعل مىافزايد در چنين مواردى مصلحت وقتى گفته مىشود.
ط - مصلحت واقعى [٣] : به مصلحت مؤداى اماره به هنگام تطابق اماره با واقع و نيز مصلحت حكم واقعى، مصلحت واقعى گفته مىشود كه معمولاً در برابر مصلحت حكم ظاهرى و مصلحت سلوكى قرار مىگيرد.
ى - مصلحت حادثه: مصلحت سلوكى موجب مىشود در مؤداى اماره مصلحتى بوجود آيد كه گاه اقوا از مصلحت واقعى حكم واقعى مىباشد، به اين نوع مصلحت جديد، مصلحت حادثه گفته مىشود. [٤]
ك - مصلحت امرى يا مصلحت درانشاء: در جايى كه مصلحت در نفس صدور امر و نهى باشد و متعلق آن يعنى عمل فاقد مصلحت باشد مصلحت امرى يا مصلحت حكمى و يا مصلحت درانشاء گفته مىشود.
بسيارى از مفسران مأمور شدن حضرت ابراهيم (ع) بر ذبح اسماعيل را از اين قبيل دانسته و مصلحت در آن را متعلق به امر و صدور فرمان الهى شمردهاند. به طور كلى اوامر امتحانى را مىتوان از نوع مصلحت در انشاء به شمار آورد.
[١] . همان، ص ٥٦.
[٢] . همان، ص ٥٧.
[٣] . همان.
[٤] . همان.