بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٤ - استنتاج
داستانهاى پيامبران گذشته در قرآن كريم است، كه تاريخچه كوتاهى از زندگى او از اين قرار است:
يونس فرزند «متى» ملقب به «ذو النون- صاحب ماهى» از جانب خداوند مبعوث بر اهل نينوى (منطقهاى از عراق) شد و آنان را دعوت به خدا كرد ولى آن قوم ايمان نياوردند. وى ناچار قوم خود را نفرين كرد و براى آنان از خدايش عذاب درخواست نمود. تير نفرين يونس به هدف اجابت نشست و خداوند عذاب خود را متوجه آن قوم سركش ساخت.
پيش از نزول عذاب، يونس از ميان قومش بيرون رفت تا به دريا رسيد و آنجا گروهى را ديد كه مىخواهند از دريا بگذرند. او سوار كشتى آنان شد و هنوز از خشكى فاصله چندانى نگرفته بود كه دريا طوفانى شد؛ بهطورىكه مجبور شدند براى سبك كردن كشتى اموال و سپس افراد را به دريا بريزند. در اينكه چه كسانى را به آب بيندازند، متوسل به قرعه شدند و قرعه به نام يونس افتاد. ناگزير يونس را به دريا افكندند. نهنگ عظيمى يونس را بلعيد و به امر خدا يونس مدتى در شكم نهنگ ماند. سرانجام آن حضرت كه متوجه اشتباه خود شده بود، به درگاه الهى روى آورد و از تقصير خود توبه كرد و خدا نيز توبه او را پذيرفت. و اما قوم يونس كه به نفرين او گرفتار شدند، همينكه نشانههاى عذاب خدا نمودار شد، همگى تصميم گرفتند به خداى يونس ايمان آورند و از مخالفت دست بردارند و توبه كنند. آنان بهطور جدّ به سوى خدا بازگشتند و خدا نيز توبه آنان را پذيرفت و عذاب خود را از آنان برگرداند.
حكايت يونس در سورههاى زير بهطور خلاصه آمده است:
سوره انبيا، آيات: ٨٧ و ٨٨؛ سوره صافات، آيات: ١٣٩ تا ١٤٨؛ سوره قلم، آيات: ٤٨ تا ٥٠؛ سوره يونس: آيه ٩٨.
آنچه در اين حكايت عبرتانگيز، بيشتر قابل توجه است، بازگشت قوم يونس به سوى خدا است. قرآن كريم در آيهاى، در توصيف توبه قوم يونس