بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٦ - ب حمله فرهنگى
شوق بود، اما كمترين نتيجهاى نمىگرفتند و بر شوق مردم افزوده مىشد.
|
«بهاى وصل تو گر جان بود خريدارم».[١] |
و باز در تاريخ آمده است كه وهابىها روز هيجدهم ذىحجه سال ١٢١٦ هجرى، به كربلا حمله كردند و تخريب نمودند. اين فاجعه آنقدر بزرگ بود كه همه فجايع را در بوته فراموشى سپرد و قبر امام حسين ٧ تخريب شد.
مستر لونگر انگليسى مىنويسد:
روز دوم نيسان ١٨١ ميلادى، مطابق ١٨ ذىحجه ١٢١٦ هجرى، روز غدير خم وهابىها با قيادت و فرماندهى عبد العزيز بن سعود به كربلا هجوم آوردند، تا سه روز در اطراف قلعه خيمه زدند، بعد از زدوخوردهاى انفرادى، ناگهان از يك كاروانسرا ديوار را شكافتند و از آنجا به نزديكترين در از درهاى شهر راه يافتند و داخل شهر شدند. مردم از ترس رو به فرار گذاشتند اما كمتر كسى نجات يافت. به هركس مىرسيدند، بىاستثنا مىكشتند و به هر خانهاى وارد مىشدند غارت مىكردند. شمار كشته و زخمىها به پانزدههزار رسيد، سپس وارد حرم شدند پنجاه نفر در داخل حرم نزد ضريح به قتل رساندند و پنجاه نفر در صحن كشتند و تمامى اموال حرم را به يغما بردند.
سعود با اسب داخل حرم شد و آنچه در بالاى قبر بود بركند، سپس دستور داد حرم را ويران كنند. در اين هنگام خبرى برايش آوردند كه متزلزل شد و برگشت.
وى به سوى حرم ابو الفضل ٧ حركت كرد، ناگهان يك اسبسوارى كه با آهن پوشش داشت به آنان حمله كرد، جمعى را كشت و بقيه گريختند.[٢]
ب: حمله فرهنگى
حملات فيزيكى و تخريب مرقد پاك حضرت ابا عبد اللّه الحسين ٧ و كشتار زائران آن حضرت، نه تنها از اوجگيرى محبت حسينى ٧ در دل آزادانديشان
[١] - جواد محدّثى، فرهنگ عاشورا، ص ١٠٦
[٢] - شهر حسين.