بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٢ - استنتاج
روستا، كنايه است از اول منزل سلوك.
منزل، كنايه است از مرحله تجرد سالك.
باروبنه، كنايه است از تعلّقات و تعيّنات دنيايى.
منادى غيبى، كنايه است از روح قدسى طريقت.
روح قدسى طريقت ندا درمىدهد كه هان! اى سالكان طريقت و طالبان حقيقت، از تعلّقات دنيايى هرچه داريد دور بريزيد و به ميهمانسراى حضرت دوست وارد نشويد مگر مجرد از همه تعلّقات دنيايى.
|
بانگ آمد نه، بينداز از برون |
وآنگهانى اندرآ تو اندرون |
|
هرچه دور انداختنى است بيرون بيفكنيد و با تعلّقاتى كه هيچ سنخيتى با ميهمانى و ميهمانان و صاحبخانه ندارد وارد ميهمانسراى حضرت دوست نشويد.
|
هم برون افكن هر آنچ افكندنى است |
در ميا با آنكه اين مجلس سَنى است |
|
و در همين راستا مولانا در دفتر اول مىگويد:
|
تا برونى، جامهها بينى و بس |
جامه بيرون كن، درآ اى همنفس |
|
|
ز آنكه با جامه درون سو، راه نيست |
تن ز جان، جامه ز تن آگاه نيست |
|
***