بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٨ - استنتاج
كاشان، كنايه است از دنياى خاكى.
مشترى عمر نام، كنايه است از انسانهايى كه چشم دل آنان احول است.
نانوايان كاشان، كنايه است از اصحاب اتحاد و وحدت.
نان، كنايه است از غذاى روحانى و معرفت ربانى.
اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، اگر مىخواهى در اين كاشان خاكى دنيا، در مكتب پيران حقيقت به غذاى معرفت سير گردى، ابتدا كژبينى باطنت را اصلاح كن؛ زيرا در مكتب سلوك، وحدتگرايان حقيقتبين به كثرتگرايان كژبينى كه پابند اسمورسم و قالوقيل باشند، نان معرفت نمىدهند.
اگر تو از ابتدا خط مستقيم على ٧ را سلوك مىكردى و در كنار اين خط بر حق، خطوط انحرافى ديگرى نمىديدى و به اين باور مىرسيدى كه جز مكتب على ٧ مكتب ديگرى برحق نيست؛ اينگونه در كاشان خاكى دنيا سرگردان نمىشدى!
حال كه على نيستى چون عمر سرگردان باش.
|
اندرين كاشان خاك از احولى |
چون عُمَر مىگرد، چون نَبوى على |
|
آنانكه چشم دلى احول و لوچ دارند، در خرابآباد دنيا به طمع رسيدن به خير، به هر گوشهاى سر مىكشند ولى بهرهاى جز نااميدى و سرگردانى ندارند!
|
هست احول را درين ويرانه دير |
گوشه گوشه نقل نو، اى ثَمَّ خير |
|
ولى آنانكه دو چشم حقشناس دارند و جز خط مستقيم حق، خط ديگرى نمىشناسند، نه تنها اين دنيا را پر از ناز و نعمت مىبينند بلكه دنياى آخرت آنان نيز پر از ناز و نعمت و سكون است!
|
ور دو چشم حقشناس آمد تو را |
دوست پربين عرصه هردو سرا |
|
و اينان از بركت حقگرايى خود از سرگردانى در اين كاشان پربيم و اميد دنيا نجات يافتند.
|
وارهيدى از حواله جابجا |
اندرين كاشان پُر خوف و رجا |
|