بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٦ - استنتاج
آهنگى كه او بخواهد مىرقصد نه به هر آهنگى كه نفس بهيميه او بنوازد.
ذائقه چنين انسانى با شراب حق عادت كرده نه با خوشىهاى مبتذل و شرابهاى ناپسند دنيايى.
|
آنكه خو كرده است با شادى مى |
اين خوشى را كى پسندد خواجه هى! |
|
انبيا كه سرسلسله عارفان باللّه بودند، از آنرو از خوشىهاى زودگذر نفس چشم مىپوشيدند كه جسم و جانشان در خوشى معنوى و عرفانى سرشته شده بود، روح بلند آنان خوشىهاى ماندگار الهى را چشيده بود لذا خوشىهاى مادى و زودگذر دنيا در نظرشان بازيچهاى بيش نبود.
|
انبيا ز آن زين خوشى بيرون شدند |
كه سرشته در خوشىّ حق بُدند |
|
|
زانكه جانشان آن خوشى را ديده بود |
اين خوشىها پيششان بازى نمود |
|
به عنوان مثال: كسىكه با معشوقهاى زيبا همدم باشد چگونه راضى مىشود تن بىروح مردهاى را در آغوش بگيرد.
|
با بت زنده كسى چون گشت يار |
مُرده را چون دركشد اندر كنار؟ |
|
بنابراين، همه مستىهايى كه محصول لذّتهاى دنياست غفلت است و جهالت و گمراهى، ولى مستى شراب عرفانى و وجد روحانى، هشيارى است و سعادت.
***