بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣ - استنتاج
و يا در آيهاى ديگر مىفرمايد:
... وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا[١]
«و به عهد- خود- وفا كنيد كه از عهد سؤال مىشود.»
يعنى اگر از همديگر يارى نجوييد، به عهد و پيمانى كه بستهايد عمل نكنيد، مورد سؤال و مؤاخذه قرار خواهيد گرفت. بنابراين، وقتى گفتيم انسانها نسبت به هم مسؤولند؛ يعنى هم در خصوص كارهايى كه انجام دادهاند مسؤولند و هم در خصوص كارهايى كه مىبايست انجام دهند و ندادند.
حضرت على ٧ در فرازى از خطبه شريف خود مىفرمايد:
«اتّقوا اللّه في عباده و بلاده فانّكم مسؤولون حتّى عن البقاع و البهائم»
«از خدا بترسيد درباره بندگان و شهرهاى او؛ زيرا در قيامت همهچيز را از شما مىپرسند حتّى از زمينها و چهارپايان.»[٢]
با توجه به مطالب فوق، درمىيابيم كه اداى وظيفه در قبال جامعه، شكلهاى گوناگون و مراحل مختلف دارد كه انطباق هريك از آن اشكال و مراحل با مورد وظيفه از ضروريات اداى وظيفه بنحو مطلوب است؛ مثلا اگر در جايى وظيفه اين است كه بايد مقدار معينى پول صرف شود، بايد به همان مقدار پول صرف كرد، ندادن سرپيچى از وظيفه است؛ چنانچه كمتر از آن مقدار يا جنس ديگر پرداختن هم خلاف وظيفه به حساب مىآيد.
*** مولانا در اين حكايت چهره انسانى را به تصوير مىكشد كه همه وظيفه انسانى و رسالت اخلاقىاش را به هنگام بروز حادثه، در اظهار تأسف و اشك خلاصه كرده است. او فراموش كرده يا خود را به فراموشى زده كه غير از اظهار تأسف خشك و ديده تر، وظيفه ديگرى هم دارد. چه بىانصافند مردمى كه مىخواهند رنگ
[١] - اسراء: ٣٤
[٢] - نهج البلاغه، خطبه ١٦٦