بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٩ - استنتاج
«چه بسا از چيزى اكراه داشته باشيد كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد كه آن براى شما شرّ است.»
اگر مىخواهيد حقيقت اشياء را آنگونه كه هست بنگريد، عينك تأثرات را از چشم حواس طبيعى خود برداريد، آنوقت به مفهوم واقعى لذّات و تألمات زندگى پى خواهيد برد.
مولانا نيز در اين حكايت، تأثّرات حواس طبيعى و آموختههاى ذهنى از پديدهها را يك بازى وارونه تلقى مىكند و مىگويد: هركه در ميان آتش فرو مىرفت از ميان آب سر بيرون مىآورد و هركس جانب آب مىرفت در ميان آتش ظاهر مىشد.
|
ليك لعب بازگونه بود سخت |
پيش پاى هر شقى و نيكبخت |
|
|
هركه در آتش همى رفت و شرر |
از ميان آب برمىكرد سر |
|
|
هركه سوى آب مىرفت از ميان |
او در آتش يافت مىشد در زمان |
|
تفسير عرفانى اين مطلب را مىتوان به شرح زير تقرير كرد:
چشمه آب، كنايه است از صفات حيوانى.
آتش، كنايه است از صفات يزدانى.
فرو رفتگان در آب، كنايه است از انسانهاى شقى.
رفتگان در آتش، كنايه است از انسانهاى نيكبخت.
انسانهاى ظاهرنگر، براساس تأثّرات حواس طبيعى و آموختههاى ذهنى، همواره به دنبال پديدههايى مىروند كه ارضاكننده خواستههاى نفسانى آنان باشد، آنان پيش از آنكه به واقعيت پديدهها بينديشند، به ارضاى خواستههاى نفس خود فكر مىكنند و در نتيجه آتش مىخورند، به گمان اينكه شربت گوارا يا غذاى لذيذ در شكم خود فرو مىبرند.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً