بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٧ - استنتاج
به دنبال ايشان رفتم من و موسى و كوه طور در انوار الهى غرق شديم. او خواب خود را با آب و تاب تعريف كرد.
سپس مرد مسيحى سخن آغاز كرد و گفت: من خواب ديدم كه همراه با حضرت عيسى ٧ به آسمان چهارم رفتم تا آنجا كه مركز خورشيد است، دژهايى شگفتانگيز در آسمان چهارم ديدم كه هيچ شباهتى به موجودات اين جهان نداشت. مسيحى تلاش مىكرد چنين وانمود كند كه خواب او بهتر از خواب يهودى است.
چون نوبت به مسلمان رسيد گفت: دوستان! در شب گذشته پيامبر اسلام را در خواب ديدم و آن حضرت به من فرمود: دوست يهودى تو با موسى به كوه طور رفت و دوست مسيحى تو با عيسى به اوج آسمانها عروج كرد. اكنون كه تو تنها جاماندهاى برخيز و برو حلوا را بخور. من هم امر پيغمبر را اجابت كردم و نيمه شب بلند شدم تمام حلوا را خوردم.
يهودى و مسيحى به دوست مسلمان خود گفتند: سوگند به خدا كه رؤياى صادق را تو ديدهاى و اين رؤياى تو صدمرتبه بهتر از رؤياى ماست.
|
پس بگفتندش كه و اللّه خواب راست |
تو بديدى وين به از صد خواب ماست |
|
|
خواب تو بيدارى است اى بو بَطَر |
كه به بيدارى عيانستش اثر |
|
استنتاج
«متوسّم»، انسان زيرك و بافراست را گويند. ريشه اين واژه از ماده «وسم» به معناى علامتگذارى است و از آنجا كه حوادث روزگار به عنوان يك پديده از برجستگى خاص و علامت برخوردارند، به انسانهايى هم كه با اين علامت و وسم برخورد آگاهانه و زيركانه داشته باشند متوسّم مىگويند.
قرآن وقتى سرگذشت تأسفبار قوم لوط را بيان مىكند كه چگونه آن قوم