بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٦ - استنتاج
همان چند تار مو سبب شده كه او چهره مردى به خود بگيرد و از سوء نيت رندان جلفى چون تو محفوظ بماند. راستى اگر سه- چهار تا مو بر چانه برويد بهتر است از سى خشتى كه بر اطراف ماتحت نهاده شود.
|
ذرهاى سايه عنايت بهتر است |
از هزاران كوشش طاعتپرست |
|
|
ز آنكه شيطان خشت طاعت بر كند |
گر دو صد خشت است خود را ره كُند |
|
|
خشت اگر پُر است بنهاده تو است |
آن دو سه مو از عطاى آن سو است |
|
|
در حقيقت هر يكى مو ز آن كُهى است |
كآن اماننامه صِله شاهنشهى است |
|
|
تو اگر صد قفل بنهى بر درى |
بركند آن جمله را خيرهسرى |
|
|
شحنهاى از موم اگر مُهرى نهد |
پهلوانان را از آن دل بشكُهد |
|
|
آن دو سه تار عنايت همچو كوه |
سَدّ شد، چون فَرِّ سيما در وجوه |
|
استنتاج
«كيفيّت» يا «كمّيت»؟!
كدام يك از اين دو، در فاز ارزشى كارها بيشترين نقش را دارد؟
آنچه مسلّم است رعايت كيفيت؛ يعنى چگونگى و پرداختن به ماهيت كارها بهتر است از كمّيت؛ يعنى پرداختن به تكثّر مقدار و تعدّد در كارها.
اين قاعده در تمام موارد ريز و درشت زندگى؛ اعم از مادى و معنوى معتبر و قابل قبول است بهويژه در كارهاى تعبدى و توسلى؛ يعنى اعمالى كه انسان قصد دارد به وسيله انجام آنها به خداى خويش نزديك شود.
بىشك كيفيت اعمال تعبدى و توسلى در پالايش روح انسان و نزديكى او به خدا نقش كارآمد و سازندهاى را ايفا مىكند، بهطوريكه اعمال بىكيفيت چيزى جز قالبى بىروح و شكلى بىمحتوى نيست! قرآن در يك قاعده كلى مىفرمايد:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ...