بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٧ - استنتاج
استنتاج
«كاهل»، در لغت به معناى سست و تنبل است و كاهلى كردن؛ يعنى در كارى سستى و تنبلى نمودن. و در اصطلاح مكتب عرفانى مثنوى؛ يعنى تسليم شدن به مشيّت و خواست الهى.
گرچه معناى لغوى «كاهل» با جدّ و جهد و تلاش مغايرت دارد ولى با معناى اصطلاحى آن، نه تنها مغايرتى ندارد بلكه زاييده تلاش و جد و جهد است؛ زيرا «كاهل» به معنى لغوى «براى انسانهاى موحد» يعنى توكل بىتوسل، يعنى جدا دانستن اثرات اسباب از مسبّب الأسباب، يعنى نشستن كنجى و گفتن: خرما بيا به دهنم! يعنى تنبلى و تنپرورى و ناديده گرفتن مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى. و مسدود ماندن ابواب رشد و ترقّى.
ولى «كاهل» به معناى اصطلاحى و عرفان الهى؛ يعنى توسل و جد و جهد براى رسيدن به اسباب با تفويض امور به مسببّ الأسباب.
سالك واصل و عارف كامل اعتقاد دارد كه سررشته امر، دست امرآفرين است و فعّال ما يشاء در همه شؤون جزئى و كلى هستى خداى هستىبخش است، لذا با اين عقيده هم متوسل است هم متوكل؛ متوسل است تا كاهل به معناى لغوى نباشد، متوكّل است تا كاهل به معناى اصطلاحى و عرفان الهى باشد. باتوجه به اين مقدمه كوتاه، مولانا مىفرمايد:
«عارفان واقعى در دو جهان، از همه كس كاهلترند؛ زيرا آنان بدون «شديار» شخم زدن محصل درو مىكنند.
|
عارفان از دو جهان كاهلترند |
ز آنكه بى شُديار خرمن مىبرند |
|
آنان كاهلى را پشتوانه و سند خود قرار دادهاند؛ زيرا كار آنان را حضرت حق انجام مىدهد.
|
كاهلى را كردهاند ايشان سند |
كار ايشان را چو يزدان مىكند |
|