بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥ - استنتاج
حكايت ١٩٩
|
اى بسا صياد بىرحمت مدام |
بهر اين پرها نهد هر سوم مدام |
|
حكيمى براى گشت و گذار روانه صحرا شد و در آن دشت فرحناك طاووسى را ديد كه پرهاى خود را مىكند. پرسيد: اى طاووس! چرا پرهاى زيبايت را بىدريغ از بيخ مىكنى؟ آيا دلت راضى مىشود كه چنين زيور و زينتهايى را از خود دور كنى و بر روى خاك بريزى؟ هيچ مىدانى كه حافظان و قاريان قرآن پرهاى تو را در ميان قرآن كريم مىنهند؟ و يا براى به حركت درآوردن هواى مفيد، از پر تو بادبزن مىسازند؟ طاووس در پاسخ گفت: اى حكيم، برو كه تو در گرو رنگ و بويى، تو هيچ مىدانى كه به خاطر اين پرهاى زيباى من، از هر طرف صد بلا به جانم مىرسد!
|
اى بسا صياد بىرحمت مدام |
بهر اين پرها نهد هر سوم دام |
|
|
چند تيرانداز بهر بالها |
تير سوى من كشد اندر هوا |
|
|
چون ندارم زور ضبط خويشتن |
زين قضا و زين بلا و زين فتن |
|
|
آن بِه آيد كه شوم زشت و كريه |
تا بوم ايمن در اين كهسار و تيه |
|
|
اين سلاح عُجبِ من شد اى فتى |
عجب آرد معجبان را صد بلا |
|
استنتاج
در تاريخ گذشتگان به افراد بسيارى برمىخوريم كه متحمّل رنج و گرفتارىهاى