بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٤٦ - استنتاج
استنتاج
«قدر»، به معناى اندازه و مقدار مخصوص است و اينكه يكى از اسماء حسناى پروردگار «قدير» است، بدين جهت است كه خداوند هر كارى را مطابق حكمت و اقتضا انجام مىدهد. لذا مىفرمايد:
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ؛[١] «ما هر چيزى را به اندازه آفريديم.»
و براساس اين تقدير حكيمانه است كه هيچ چيزى از خزائن الهى بر ممكنات؛ از جمله انسان افاضه نمىشود مگر به اندازه معين.
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ.[٢]
«خزائن همهچيز نزد ما است ولى ما جز به اندازه معين آن را نازل نمىكنيم.»
و اين «قدر معلوم- اندازه معين» همان چيزى است كه صلاح دين و دنياى انسان در همان است.
لذا قرآن در مورد رزق مادى كه يكى از افاضات حضرت حق بر بندگان است چنين مىفرمايد:
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ[٣]
«هرگاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد در زمين طغيان و تم مىكنند، لذا به مقدارى كه مىخواهد نازل مىكند كه او نسبت به بندگانش آگاه و بينا است.»
ممكن است پرسيده شود: پس چرا قانون «قدر معلوم» در مورد ثروتمندان طاغى اجرا نمىشود و آن مفسدان در عين طغيان و فسادشان، از بسط رزق مرزوقند
[١] - قمر: ٤٩
[٢] - حجر: ٢١
[٣] - شورى: ٢٧