بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٤ - استنتاج
اين مأموريت بود و عرض كرد:
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي.[١]
«- موسى- گفت: پروردگارا! سينه مرا- در انجام اين مأموريت- فراخ گردان!»
و يكى از افتخارات پيغمبر اسلام ٦ نيز همين بود كه خداوند سينه آن بزرگوار را براى پذيرش مشكلات رسالت فراخ ساخته بود.
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ؛[٢] «آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم؟»
و طى خطابى به آن بزرگوار چنين سفارش مىشود كه:
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ.[٣]
«صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهى- يعنى يونس- نباش در آن زمان كه خدا را خواند درحالىكه مملو از اندوه بود.»
مگر حضرت يونس چه كرده بود؟
حضرت يونس طبق اين آيه كريمه، شرح صدر لازم را در مقابل مشكلات رسالت نشان نداد و در تقاضاى مجازات قومش عجله و شتاب كرد كه در نتيجه گرفتار شكم ماهى گرديد. با توجه به مطالب پيشگفته، درمىيابيم كه نقش كاربردى شرح صدر، هم در رهبريت جامعه بهطور عام و هم در رهبريت نفس بهطور خاص به سوى كمال مطلوب نقشى حياتى به حساب مىآيد، تا جايىكه اگر اين نيرو از سالكان سلوك گرفته شود، گويى موتور محرّكه آنها از كار افتاده است و قطعا قدرت پيشروى به سرمنزل مقصود را از دست خواهند داد.
*** مولانا در اين حكايت نمونهاى از مقام شرح صدر و اثرات بجامانده از اين خلق و خوى الهى را در رفتار پير طريقت شيخ ابو الحسن خرقانى با مريد خويش بيان
[١] - طه: ٢٥
[٢] - انشراح: ١
[٣] - قلم: ٤٨