بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٩٦ - استنتاج
سفارش رسول گرامى اسلام است كه فرمود:
«لأيكون العبد مؤمنا حتّى يحاسب نفسه أشدّ من محاسبة الشّريك شريكه و السّيّد عبده».
«بنده، ايمان به خدا نمىآورد مگر اينكه محاسبه كند نفس خود را شديدتر از محاسبه شريك شريكش را و مولى عبدش را.»[١]
گويند: مرحوم شيخ جعفر نجفى كاشف الغطا، بعد از فراغت از كارهاى روز، در شب با خود محاسبه نفس مىكرد و به خود مىگفت:
در كودكى، «جعيفر» (جعفر كوچك) ناميده مىشدى، سپس «جعفر» شدى و آنگاه «شيخ جعفر» ت خواندند و سپس به «شيخ على الاطلاق» شهره گشتى، پس تا كى گناه مىكنى و شكر اين نعمت نمىگزارى؟! حضرت على ٧ مىفرمايد:
«من حاسب نفسه ربح و من غفل عنها خسر».
«هركس به حساب خويش رسيدگى كرد سود برد و هركس از آن غافل ماند زيان كرد.»[٢]
* معاتبه- عتاب و سرزنش نمودن
با توجه به مراقبتها و محاسبهها و مشارطتهاى دقيق و غلاظ و شداد سالك با نفس خويش، باز گاهى اين اسب چموش سركشى مىكند و از كوچكترين غفلت سالك سوء استفاده كرده، كارى كه برخلاف خلق سلوك است، انجام مىدهد. اينجا است كه بايد نفس را سخت عتاب كرد و گوشمالى داد و او را از مرگ ناگهانى و عذاب اليم برزخ و ظلمات قبر، متوحّش ساخت و بهترين راه گوشمالى نفس اين است كه براى هر خطايى كه از او سرمىزند، جريمهاى مقرر بدارد؛ چنانكه مشايخ طريقت و سالكان حقيقت چنين مىكردند:
- روايت است «ابو طلحه انصارى» در بستان خود نماز مىگزارد كه دل او مشغول آواز مرغى شد، با خود گفت: باغى كه مرا از حضور قلب در نماز
[١] - بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ٧٢
[٢] - نهج البلاغه، كلمات قصار ١٩٩