بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧٨ - استنتاج
نسترن ساختم و از هر فتنهاى او را ايمن داشتم. به خورشيد گفتم كه آن كودك را آزرده مساز و به باد گفتم كه بر او نرم و آرام گذر كن. به ابر گفتم كه بر او باران مريز و به آذرخش گفتم بر او تيز مدرخش. به زمستان گفتم از اين بيشه هواى معتدل مبر و بر اين گلشن دستدرازى مكن. به پلنگى كه به تازگى بچههايى زاييده بود گفتم به او شير بده.
چون آن طفل از مكيدن شير باز ايستاد و بزرگ شد به يكى از جنيان گفتم تا بدو سخن گفتن را بياموزد. خلاصه صد نوع عنايت در حق آن كودك كردم و وسايلى فراهم كردم تا او لطف مرا بىواسطه مشاهده كند تا درگير اسباب نشود و هرگاه كمكى مىخواهد از من طلب كند. با اين همه لطف و كرم من، آن كودك وقتى بزرگ شد طريق ناسپاسى پيمود و نمرود گرديد و بنده برگزيده من ابراهيم را در آتش افكند.
|
شكر او آن بود، اى بنده جليل |
كه شد او نمرود و سوزنده خليل |
|
استنتاج
«ربّ»، در اصل به معناى تربيت است و بر كسىكه تربيتكننده است بهطور استعاره ربّ گفته مىشود. و ربّ بهطور مطلق فقط به خداوند عالم گفته مىشود كه متكفّل مصلحت موجودات است و در غير خدا مقيّد مىآيد؛ چنانكه به صاحب خانه گفته مىشود: ربّ الدار و به صاحب اسب گفته مىشود ربّ الفرس و ....[١]
رب، به معناى مالك و پرورش دهنده نيز آمده است و آنگاه كه در وصف «اللّه» گفته شود، مراد مالك و پرورشدهنده همه موجودات است. ربّ العالمين يعنى خداوند مالك و پرورش دهنده جهانيان.
ربّ كل شىء؛ يعنى خداوندى كه مالك و پرورش دهنده همهچيز است.
همانگونه كه يك پدر متكفّل تربيت و آب و نان و لباس و ساير شؤون زندگى فرزند
[١] - مفردات راغب.