بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٩ - استنتاج
«آنها هستند كه درجات عالى بهشت در برابر شكيبايىشان به آنان پاداش داده مىشود و در آن با تحيّت و سلام روبرو مىشوند* جاودانه در آن خواهند ماند، چه قرارگاه خوب و چه محل اقامت جالبى!»
*** مولانا در اين حكايت شيرين، پس از مطرح كردن شكايت زن از شوهرش، به خاطر كمبود امكانات زندگى، چنين نتيجه مىگيرد كه:
اى سالك، مبادا در طريق سلوك از درد و فقر و مشكلات اين راه رنجيده خاطر شوى و زبان به شكوه بگشايى.
|
همچنان اى خواجه تشنيع زن |
از بلا و فقر و از رنج و مِحَن |
|
بدون شك ترك هواهاى نفسانى هرقدر هم تلخ و ناگوار باشد از دورى و فراق حضرت حق تلختر نيست.
|
لاشك اين ترك هوا تلخى دِه است |
ليك از تلخىّ بُعدِ حق بِه است |
|
على ٧ در دعاى معروف كميل اينچنين با خداى خود نيايش مىكند:
«فهبني يا الهي و سيّدي و مولاي و ربّي صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك؟»
«اى معبود و آقا و مولا و پروردگارم! گيرم كه من بر عذاب تو صبر كنم اما چگونه بر دورى از تو طاقت بياورم؟!»
اگر اعمال عبادى و امتثال امر الهى، مثل نماز، روزه، جهاد، خمس و ... دشوار باشد بهطور قطع از دورى خداى امتحانكننده بسيار بسيار آسانتر است.
|
گر جهاد و صوم سخت است و خشن |
ليك اين بهتر ز بُعدِ ممتحن |
|
آن دم كه حضرت دلدار از روى دلجويى سؤال كند: اى بنده رنج كشيده من،