بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٧ - استنتاج
ثواب مىرساند و چيزى كه انسان را به خدا نزديك كند بهتر است از چيزى كه انسان را به ثواب برساند و يا به تعبيرى ديگر، تفكّر عمل قلب است و طاعت عمل جوارح و قلب اشرف بر جوارح است.[١]
عبادت هرچه هم زياد و با رعايت همه شرايط مقبولى صورت پذيرد، تنها به درد عبادتكننده مىخورد ولى گاهى يك لحظه تفكر كيفيت زندگى نوع انسان را براى هميشه دگرگون مىسازد. چنانكه اختراعات و اكتشافات بزرگ انديشمندان در علوم طبيعى و فتح ابواب جديد، در سير و سلوك الى للّه در علم روحانى همه و همه نتيجه يك لحظه تفكّر بوده است.
*** مولانا هم در اين حكايت سخن از جايگاه ارزشى انديشه در انسان را مطرح نموده كه شرح موارد آن بقرار زير است:
ميهمان، كنايه است از انديشه الهى.
ميزبان، كنايه است از سالك انديشهمند.
قلب، كنايه است از محل نزول انديشه الهى.
زن ميزبان، كنايه است از هواهاى نفسانى.
گاهى مىشود كه سالك به جهت زمينهسازىهاى روانى مساعد، خانه ذهن و قلب خود را آماده براى استضاى جرقهاى از منبع نور حضرت دوست مىسازد، استقبال و پذيرايى و قدرشناسى و در نهايت استفاده وافى از اين ميهمان، يكى از حساسترين لحظات حال سلوك است.
إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً.
«هنگامىكه- موسى- آتشى از دور مشاهده كرد و به خانوادهاش گفت: اندكى مكث
[١] - مجمع البحرين، ماده« فكر».