بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٨ - استنتاج
نشان دهد!
|
همچنان جمله نعيم اين جهان |
بس خوش است از دور پيش از امتحان |
|
دنيا براى تشنگان دنيا به ظاهر آب است ولى در باطن و حقيقت امر، چيزى جز سراب نيست.
|
مىنمايد در نظر از دور آب |
چون روى نزديك، باشد آن سراب |
|
دنيا در باطن عجوزه گنديده و متعفّنى بيش نيست ولى فريبكارانه خود را براى فريبخوردگان به صورت نوعروسان جلوه مىدهد.
|
گنده پيرست او و از بس چاپلوس |
خويش را جلوه كند چون نوعروس |
|
هان! اى سالك به هوش باش، مبادا فريب ظاهر بزك شده دنيا را بخورى و ناخودآگاه نيش زهرآلود او را بجان بخرى.
|
هين مشو مغرور آن گلگونهاش |
نوش نيش آلوده او را مچش |
|
حضرت على ٧ ضمن خطبهاى در مذمت چنين مىفرمايد:
«لا تدوم حبرتها و لا تؤمن فجعتها غرّارة ضرّارة حائلة زائلة نافدة بائدة أكّالة غوّالة ...»
«نه براى شادىهايش دوامى است و نه از مصبتش كسى را امنى، سخت فريبنده است و زيانبار، دگرگونشونده و رو به زوال و نابودى است. خورندهاى است مهلك.»[١]
حال كه چنين است و به دنيا و وعدههاى دنيا اعتبارى نيست، بهتر است كه در طريق زندگى بر ناكامىها و نامرادىها صبر كنى چرا كه صبر كليد نجات است تا مبادا همچون آقا فرج، آن غلام هندى گرفتار صد مشكل و درد شوى.
|
صبر كن كالصبر مفتاح الفرج |
تا نيفتى چون فرج در صد حرج |
|
[١] - نهج البلاغه، خطبه ١١٠