بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٠ - استنتاج
قرآن حركت در طريق توحيد را در گرو حفظ اين دو موضع مىداند. موضع «تقويت و حفظ ارزشها» و موضع «مبارزه و پاكسازى ضد ارزشها».
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...[١]
«در هر امتى رسولى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»
كسىكه مىخواهد چراغ ارزشهاى انسانى در كانون جانش برافروخته گردد و نورش از پنجرههاى چشم و گوش و زبان و دست و پا و فكر و انديشه به بيرون بتابد و محيط تاريك اطراف خود را روشن نمايد، ابتدا بايد دزد تشكيك و ترديد را كه به اشكال گوناگون تلاش مىكند مانع روشن شدن اين چراغ گردد بشناسد. بديهى است تا دزد ناشناخته در خانه است، خانه نهتنها آرامش و امنيت ندارد بلكه روشنايى هم ندارد؛ زيرا دزد ضدّ روشنايى است و روشنايى ضدّ تاريكى پس ضدّ ضدّ يعنى سازگارى يعنى موافقت، و دزد و تاريكى باهم سازگار و موافقند.
قرآن ايمان و ارزشهاى توحيدى را تشبيه به بينايى و نور كرده است و كفر را تشبيه به كورى و تاريكى و مىفرمايد همچنانكه بينايى و نور با كورى و ظلمت مساوى نيستند. نور ايمان با ظلمت كفر هم مساوى نيست.
وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ* وَ لَا الظُّلُماتُ وَ لَا النُّورُ[٢]
«نابينا و بينا هرگز مساوى نيستند* و نه ظلمتها و روشنايى.»
لذا خداوند مىخواهد انسانها همواره در روشنايى ايمان به سر ببرند و شيطان مىخواهد فضاى انديشه و اعتقاد انسانها را همواره ظلمت و تاريكى و تشكيك و تكفير و ترديد فرا بگيرد.
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ...[٣]
[١] - نحل: ٣٦
[٢] - فاطر: ١٩ و ٢٠
[٣] - بقره: ٢٥٧