بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥ - استنتاج
حكايت ٢٠١
|
زين بدن اندر عذابى اى پسر |
مرغ روحت بسته با جنس دگر |
|
روزى حضرت سليمان ٧ دستور داد همه پرندگان در محضرش حاضر شوند، و همه آمدند جز هدهد!
سليمان ٧ چون از غيبت هدهد آگاه شد، فرمود: اگر هدهد براى اين غيبت خود عذر قابل قبولى نياورد، يا او را خواهم كشت و يا گرفتار عذاب سخت و بىحسابى خواهم نمود. و اگر كسى بپرسد آن عذاب سخت و بىحساب چيست؟
مىگويم: آن، عذاب در قفس بودن با حيوانى غير از جنس خود است.
|
زين بدن اندر عذابى اى پسر |
مرغ روحت بسته با جنس دگر |
|
|
روح باز است و طبايع زاغها |
دارد از زاغان و جغدان داغها |
|
|
او بماند در ميانشان زار زار |
همچو بوبكرى به شهر سبزوار |
|
استنتاج
وقتى به دستور حضرت سليمان ٧ همه پرندگان به حضورش رسيدند، سليمان نظرى در ميان پرندگان افكند ولى هدهد را نديد.
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ.
«- سليمان- در جستجوى پرنده- هدهد- برآمد و گفت چرا هدهد را نمىبينم يا اينكه