بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٥ - الف حمله فيزيكى بر فرهنگ كربلا
متوكل عباسى،[١] پاسگاهى در نزديكى كربلا زده و به افراد خويش فرمان اكيد داده بود كه هركس را ديديد قصد زيارت حسين را دارد بكشيد. به امر متوكل، هفده بار قبر حسين ٧ را خراب كردند.
در يكى از اين نوبتها (ديزج يهودى) را مأمور تغيير و تبديل و تخريب قبر مطهر كرد. او نيز با غلامان خويش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شكافت و به حصيرى كه پيكر امام در آن بود برخورد كرد كه از آن بوى مشك مىآمد، دوباره خاك روى آن ريختند و آب بستند و آن زمين را مىخواستند با گاو شخم بزنند كه گاوها پيشروى نمىكردند.
هارون الرشيد نيز يكبار به والى كوفه فرمان داد قبر حسين بن على عليهما السّلام را خراب كند. اطراف آن را عمارتها ساخته. زمينهايش را زير كشت و زراعت بردند.
به متوكّل خبر دادند كه مردم در سرزمين «نينوا» براى زيارت قبر حسين ٧ جمع مىشوند و از اين رهگذر جمعيت انبوهى پديد مىآيد و كانون خطرى تشكيل مىشود. متوكّل به يكى از فرماندهان ارتش خود در معيّت تعدادى از لشكريان مأموريت داد تا مرقد مطهر را بشكافند و مردم را متفرق ساخته از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زيارت قبر او جلوگيرى كنند، او هم طبق دستور، مردم را از پيرامون قبر پراكنده ساخت. ولى مردم در موسم زيارت باز هم تجمع كرده بر ضدّ او شورش كردند و بىباكانه به مأموران خليفه گفتند: اگر تا آخرين نفر هم كشته شويم دست برنمىداريم و بازماندگان ما به زيارت خواهند آمد. وقتى حادثه به متوكل گزارش شد، به آن فرمانده نوشت كه دست از مردم بردارد و به كوفه بازگردد و چنين وانمود كند كه مسافرتش به كوفه در رابطه با مصالح مردم بوده ... تا اينكه در سال ٢٤٧ باز تجمع مردم زياد شد، به نحوى كه در آن محل بازارى درست شد. مجددا بناى سختگيرى گذاشتند. روز به روز بر زائران افزوده مىشد، متوكل سردارى فرستاد و ميان مردم اعلام كردند كه ذمّه خليفه از كسىكه به زيارت كربلا رود بيزار است. باز هم آن منطقه را ويران كردند و آب بستند و شخم زدند و قبر را شكافتند.
اينگونه برخوردها و جفاها، همه براى پراكندن مردم از گرد اين كانون حرارت و
[١] - متوكل عباسى در سنه ٢٣٢ هجرى به خلافت رسيد و در سنه ٢٤٧ هجرى از دنيا رفت.