بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠٥ - استنتاج
گروهى از روى ترس از آتش جهنّم- به عبادت پروردگار مىپردازند و اين عبادت غلامان است. و گروهى از روى سپاسگزارى خدا را بندگى مىكنند كه اين عبادت آزادگان است.»[١]
*** مولانا در پايان اين حكايت، بخشى از رهنمود خود را براى رسيدن به منزل تجرّد براى سالكان طريقت و طالبان حقيقت چنين بيان مىكند:
اى سالك، تلاش كن تا با لعل رياضت سنگ نفست را تابناك سازى.
|
جهد كن تا سنگىات كمتر شود |
تا به لعلى، سنگِ تو انور شود |
|
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ ...
«خداوند ولىّ كسانى است كه ايمان آوردهاند، آنها را از ظلمتها به سوى نور بيرون مىبرد.»[٢]
و در رنج و مشقتهاى جهاد با نفس صابر باش تا دمبهدم «بقاء باللّه» را در «فناى فى اللّه» مشاهده كنى.
|
صبر كن اندر جهاد و در عَنا |
دمبهدم مىبين بقا اندر فنا |
|
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.
«كسانىكه گفتند پروردگار ما اللّه است، سپس استقامت بخرج دادند، نه ترسى براى آنهاست و نه غمى دارند.»
و وصف سنگى نفس و تاريكى جانت را به نور مجاهدت هر لحظه منوّر و روشنايى بخش.
|
وصف سنگى هر زمان كم مىشود |
وصف لعلى در تو محكم مىشود |
|
تو در منزل تجرّد، به جايى مىرسى كه موجوديت خود را از وجود مجازى
[١] - نهج البلاغه، كلمات قصار ٢٢٩
[٢] - بقره: ٢٥٧