بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٤ - استنتاج
نياز جز به مفتاح مرگ اختيارى گشوده نگردد؛ چنانكه فقيه فقير و سالك بصير را جز مرگ اختيار موفق به عطيه حضرت دوست نكرد و تأكيد اين مطلب، سخن صدر جهان، پادشاه امكان است كه فرمود:
|
گفت: ليكن تا نمردى اى عنود |
از جناب من نبردى هيچ سود |
|
و اين است سرّ سخنى كه فرمود:
«موتوا قبل ان تموتوا»؛ «بميريد پيش از آنكه مرگ اجبارى شما فرا رسد.»
چرا كه غنيمتها پس از مرگ اختيارى به دست مىآيد.
|
سرّ موتوا قبل موت اين بود |
كز پس مردن، غنيمتها رسد |
|
و رسول گرامى اسلام ٦ فرمودند:
«انّكم لن ترون ربّكم حتّى تموتوا».
«قطعا شما خداى خود را نمىبينيد تا اينكه بميريد.»[١]
اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، براى رسيدن به خدا جز فرهنگ مرگ اختيارى ترفند ديگرى مجو!
|
غير مردن هيچ فرهنگى دگر |
در نگيرد با خداى، اى حيلهگر |
|
يك عنايت حضرت حق، بهتر از صدگونه تلاش سالك در طريق سلوك است؛ زيرا در تلاش، آفات فراوانى از قبيل نخوت و انانيت وجود دارد.
|
يك عنايت بِه ز صد گون اجتهاد |
جهد را خوف است از صد گون فساد |
|
و اين حقيقتى است كه عارفان كامل و سالكان واصل به تجربه به اين حقيقت دست يافتهاند.
|
و آن عنايت هست موقوف ممات |
تجربه كردند اين ره را ثقات |
|
[١] - شرح انقروى، ج ١٥، ص ١١٦٤